نام:
ايميل:
سايت:
   
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
  
  
 
+ زهره 

سلام دوستان

خسته نباشيد تاخير بنده را در نوشتن كامنت بپذيريد و اما صبر در قيامت و اينكه آيا در قيامت نيز صبر وجود دارد يا نه بايد گفت آنچنان كه صبر از صفات الهي است و صفات الهي نيز چون فيض جاري مي باشند پس بايد گفت اين فيض هميشه جاري است حتي در قيامت و صبر در آن زمان نيز بايد معنا پيدا كند و در تمام مدت كمال انسانها وجود دارد و اما در پاسخ سوال ذكر شده بايد بگوئيم كه حتما خواهد داد چرا كه هدف از خلقت رسيدن به تعالي است و اين ميصر نمي شود مگر با صبر شايد تنها زمان رسيدن به آن فرق كند اما مطمئنا صبر در برزخ نيز وجود خواهد داشت چرا كه ما مي خواهيم به او برسيم و همچون او شويم

+ نوريه 

سلام

دلم مي خواد همين الان يه قصه تعريف كنم ، مي دونم شايد اينجا ،قسمت نظرات وبلاگ سرچشمه جاي قصه نوشتن نباشه ولي وقتي دل آدم مي گيره قصه گفتن و نوشتن جا نمي شناسه ، مي شناسه ؟

اول كه آدم عطر بهشت خدا رو شنيد واله بهشت شد همه سعي خودش رو كرد تا به اين بهشته برسه ، حتما حضرت آدم به بهشت رسيده ، مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خب بهشت حتما جاي قشنگيه اون طور كه خدا تعريف كرده زير درختهاي بلند وقشنگش نهرها جاري هست و.... دل آدم ميره براي اينه همه نعمت ...خيليها دلشون مي خواد برسن به اين بهشته ، انشالله كه مي رسن ...ولي يه كم اون طرف تر از اين همه نعمت يه جايي تو رنگين كمون زيبايي يه چند تا ادم دارن از بهشت رد مي شن وچند تا ادم دنبالشون دارن ميرن تا از بهشت رد شن ...نپرسيد كجا ميرن كه نمي دونم ولي مي دونم يه جايي كه پشت رنگين كمان بهشته ...هر چند وقت يك بار شكوه بهشت چند نفر رو ازقافله جدا مي كنه ...يكي دوستي تو بهشت داشت كه صداش كرد و اون به هواي دوستش تو بهشت موند و... پشت قافله از بهشت گذشته ها هر روز ادمها كم و زياد مي شن ... بهشت بعضي ها رو نگه مي داره و بعضي ها تازه مي فهمن عطر قافله قشنگتر از بهشته ... حالا اگه ما بخواهيم از بهشت بگذريم و دنبال اون قافله تا اون طرف بهشت بريم كي رو بايد ببينيم ؟ اگه دوستي صدامون زد كه صبر كن و بمون بايد بمونيم ؟ تصميم گرفتيم بريم و از دوستاني كه صدامون كردن تا بمونيم عذر مي خواهيم چشم ما داره به اون قافله سالار نگاه مي كنه اگه بمونيم و جواب دوستمون رو بديم شايد قافله بره ...

+ لاله 

سلام دوستان عزيزم

طاعات و عباداتتون قبول باشه انشاءالله

هميشه با بزرگواري دوستان شرمنده شدم ، از بدقوليهايي که به علل خاص داشتم و هر روز بيشتر از قبل شرمنده دوستان خوبم در سرچشمه شدم ...

حالا برگشتم با عطش ماههايي که دوستانم رو از دور نظاره ميکردم و با حسرت فقط ميخوندم و دستام بسته بود .... با يه تفکر اشتباه ، که مانع نوشتنم ميشد... حالا با توکل به خدا برگشتم ... از خدا ميخوام که من از قافله نور عقب مانده رو در رسيدن به سرچشمه خوبيها و شناخت دين و ايمانم ياري کنه ، که فقط به واسطه کلام خدا و معصومين مقدوره و بس ...

هر چند که توي اين مدت هر پستي که نوشته ميشد ميخوندم و به داشتن دوستاني که دارند در رسيدن به خالقم و جبران عقب افتادگيهاي دينم ( که ناشي از عدم تفکر درست در کلام خدا بوده و اين روزها کم نيستن افرادي که به اين درد دچارند) کمکم ميکنند ، افتخار کردم و خواهم کرد ...

لطفا وجدان بيداري که اينجا کامنت گذاشتن کمي بيشتر وجدانشون رو تکون بدهند شايد واقعا از خواب سنگيني که در اون هستن بيدار بشن ، به قول دوستي"کسي که خوابيده رو ميشه بيدار کرد ، ولي کسي رو که خودش رو به خواب زده چطور؟؟؟"

قصد نقد سخنانشون رو نداشتم ولي ميبايست ميگفتم تا اگر قراره حرفي رو بزنن به کلام خدا متوسل نشوند و خود دچار اشتباه نشن ! که به آيه اي از آيات خدا استناد کنند و ندونند که بايد اگر کلامي هست بهتره واضح گفته بشه نه با کنايه ... پر کاه و چوب !!!

" يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ "

اي کاش واقعا به اين آيه ايمان داشتيد بعد به اون استناد ميکرديد...

+ رحيم 

رمضان ماه گلايه نيست اما دلم پر است از درد

سلام برحضور وحضور دوست كه هزاران حضور است براي ما

اگر نگم كه دل بي قرارم رو نميتونم از اين همه خير كه ميتونست با ما باشه و نيست آروم كنم و اگر هم بگم واي خدايا ميترسم اين درد دلم نشنيده باقي بمونه ولي ايمان دارم به روشناي دل دوستانم كه هر روزشان را با ياد و باور همديگر سپري كردند ولي ناملايمات بر روان ما چيره شد و هر كدام از ما مانديم غريب

چقدر اين شعر مهدي سهيلي رو دوست دارم يه تيكه از شعر را مينويسم شايد مرحمي بشه بر اين آلام دل ما

بابا شكسته شيون من در گلوي من

بر پيكرم حكومت ياس است واضطراب

ما كاروان كوچك همراه بوده ايم

ناگه ز تند باد زندگي

چراغ غاقله خاموش ميشود

هر يك زما به كوره رهي ميرود غريب

و ز ياد روزگار فراموش ميشود

در رابطه با سئوال مطرح شده مطالبي چند به نظرم رسيد كه براي اداي حق نوشتار اينجا ميارم

1- اگر در آخرت هم باز توسط صبر پاداش به تعويق بيفتد بايد آخرت ديگري مي بود و از آن نامبرده ميشد در قرآن

2-براي آخرت ثباتي باقي نميموند چون قابل تغيير مي بود

3- همه وعده هاي خداوندي و پيامبر اكرم دو باره بايد باز نگري ميشد تا به انجام كار واحدي برسد

4- اگر صبر با آخرت و عالم برزخ و دنيا يكسان ميماند ديگر كدام تفاوتي باقي مي ماند ؟ و رعايت كدام اولويت بايد انجام مي شد ؟

5- اگر قرار بود يكسان باشد پس چرا اين سه جهان رو به تفكيك آفريد وبراي هر يك ويژگيهايي قرار داد ؟

هم چنان منتظر نظرات و پيشنهادات دوستان هستيم و به محض تكميل شدن كامنتها و نظرات پست بعدي رو كه رابطه توحيد هست با صبر خواهيم نوشت براي جا نماندن از زمان كه مانند برق و بي وقفه در حركت هست دو باره خواهش ميكنم كه كامنت مربوطه نوشته بشه خدا اجر اين عمل رو خواهد داد انشالله .

خدايا قلب ما را با نور قرآن مزين بفرما

خدايا به نورانيت قرآن جلوه هاي نور را به قلب ما جاري بفرما

خدايا ما را با قرآن زنده بدار و با قرآن بميران

امين يا رب العالمين

+ نوريه 

سلام

اگر در جهنم خداوند فرصت اصلاح را به ما بدهد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در آياتي از قرآن خداوند مي فرمايند اهل دوزخ گويند خدايا ما را به دنيا باز گردان تا به اصلاح اعمال خود بپردازيم ... خداوند با يقين در ادامه مي فرمايند اينان دروغ مي گويند يعني اگر فرصتي هم داشته باشند باز به اصلاح امور نخواهند پرداخت .

اما

وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِباً وَلَهْواً وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ (70) انعام

بارقه اميد در هر دلي با خواندن قسمتي از اين ايه در دل روشن مي شود ...

ادامه دارد

+ رحيم 

با سلام و آرزوي قبولي طاعات

خداوند اولين بركت در مورد نوشتن از رابطه صبر و اصول دين را به عطا كرد و اين فرصت بايد غنيمت شمرده شود و آنرا جدا به فال نيك گرفت خداوند از حق و حقوق خويش به ما اختيار داده تا در اصول دينمان چون و چرا كنيم ولي اگر اين اصول را شناختيم بايد نوعي (( تعبد )) را بپذيريم اگر اين اصول را اثبات شده درك كرديم ديگر معنا ندارد كه بپرسيم (( چرا نماز صبح دو ركعت هست ؟)) البته بايد بدانيم براي پرسش هرگز نميشود زمان تعيين نمود .

به هر حال اين خلجانات ذهني بهترين راه تكامل براي انسان است تا از راه اثبات عقلي به اثبات دل برسيم براي حضور خالقي مهربان .

همانطور كه نوشتيد (( صبر )) در رابطه هاي دنيوي اثبات شده است و در عالم برزخ نيز مجال خداوند براي ارتقاء بشر از ما گرفته نشده است ،‏اما يك سئوال بزرگ در ذهن باقي ميماند كه به قرينه آوردن صبر در دنيا و آخرت براي چيست ؟؟ آيا خداوند در قيامت هم به پاس (( صبر )) كه با همه حواسمان بر انگيخته ميشويم پاداش خواهد داد ؟ يا خير و يا در آخرت ديگر مجالي نيست اگر نيست پس چرا صبر در اين چند آيه براي قيامت بكار برده شده است .

پاسخ به اين موضوع را از روي آيات گفتيم و بنظر رسيد كه تا حدود زيادي قابل پذيرش هست حتي روايات بسياري بر اين موضوع كه آخرت محل دادن پاداش و جزاست چه اعمال نيك و چه بد وجود دارد .

ميخواهيم بنا را بر اين بگذاريم كه خداوند اين مجال (( صبر )) را در قيامت هم داده باشد چون او قادر مطلق است و هيچ چيز خارج از اراده او نيست خوب ، حالا با طرح يك پرسش و جوابهايي كه دوستان همگي بدون استثناء فراهم ميكنند و مينويسند و اين خواهش عاجزانه من هست تا به پاسخ اين سئوال برسيم انشالله

اگر خداوند فرصت اصلاح را توسط صبر در قيامت به همه ما بدهد چه اتفاقي خواهد افتاد ؟؟ !!

اميد است پاسخ هاي ما راهگشاي باشد منتظر نظرات مستدل و محكم همه دوستان هستيم انشالله ما را از اين خير محروم نميكنند .