دانشمند بی کردار، مانند چراغی است که خود را می سوزاند و به مردم روشنی می دهد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
نُّورٌ عَلَى نُورٍ (یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء)
بسم الله الرّحمن الرّحیم

 


إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّینَ (2)


ما [این] کتاب را به حق به سوى تو فرود آوردیم پس خدا را در حالى که اعتقاد [خود] را براى او خالص‏کننده‏اى عبادت کن (2)


 


أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ (3)


آگاه باشید آیین پاک از آن خداست و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند [به این بهانه که] ما آنها را جز براى اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک گردانند نمى‏پرستیم البته خدا میان آنان در باره آنچه که بر سر آن اختلاف دارند داورى خواهد کرد در حقیقت‏خدا آن کسى را که دروغ‏پرداز ناسپاس است هدایت نمى‏کند (3)


(انزلنا ): نازل کردیم ، ما نازل کردیم ، قرآن کتابی است در مصحف الهی ،عظمتش به اندازه عظمت صاحب آن است برای رسیدن به سرای دنیا باید از بالاترین حدیث جان برسرای وجود ما نازل شود تا برای درک انسان پیچیده در حجاب، مهیا گردد و چه هدیه ائی بالاتر از برترین آیات از طرف خداوند وحال این هدیه عظیم نیازمند شکر نیست ؟ برای همین است که بعد از فرستادن این کتاب عظیم (نزل برای وحی یک باره قرآن به کارمی رود ) شایسته برترین شکرها است ، فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّینَ پس به شکرانه این هدیه عظیم عبد خداوند باش و در راه دین اخلاص داشته باش .


عبد باش برای خدا


مخلص باش برای دین


عبد بودن برترین درجه است نزد خدا ، برای خدا عبد باش که بندگی تنها او را شایسته است و لاغیر خدائی که قرآن با عظمت را بر تو نازل کرد تا با داشتن آن به برترین ها برسی و خداوند بر تو فخر بفروشد ( فتبارک الله احسن الخالقین را بر خود مبارک گرداند ) وپس از عبد بودن راه بعدی رسیدن اخلاص در دین است که مار ابر دین منتی نیست و دین را بر ما منت است باید برای رسیدن ورستن خالص بود، باید برای دین پاک بود که دین را راه می نامند که راه باید خالص گردد برای خدا و مشرکانی که بتان را واسطه رسیدن به خدا می دانند دروغگویانی لاف زنند


 در این آیات خداوند با کلامی محکم می گوید ما این کتاب را به حق برای تو نازل کردیم ، پس آنچه که به حق آمده باشد دیگر در خلوص آن شکی نیست . پس تو نیز ای پیامبر تنها دین خود را برای خودم خالص گردان و در تمامی سرگردانی ها به سراغ خودم بیا که من چون به حق آمده ام به حق دستت را می گیرم . از دیگر نکاتی که در آیه 2 این سوره آمده است اشاره به کلمه عبد است . عبد یعنی بندگی و بنده کسی است که در مقابل معبود خود خالص حضور می یابد . پس حالا که این قرآن به حق آمده تو را به مقام بندگی می رساند و این مرحله خلوص قرآن است . خداوند در ادامه این آیات می فرماید که اگر می خواهی رستگار شوی دست نیاز به سوی دیگران دراز نکن . خداوند در آیه 3 این سوره می فرماید که ما هیچ گونه واسطه ای را نمی پذیریم . برای خالص شدن و رسیدن به حق هیچ گونه واسطه ای قابل پذیرش نیست و این اوج زیبایی یک ارتباط خالصانه است که تو برای رسیدن به کسی هیچ واسطه ای جز کلام خودش پیدا نکنی . و با توجه به این آیات برای رسیدن به اخلاص قرآن باید اول حق را رعایت نمود و سپس به مقام بندگی رسید و چون به این دو دست پیدا کردی به مقام گفتگو با قرآن خواهی رسید . و به اخاص دست می یابی .



  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: شنبه 87/3/4::: ساعت 9:6 صبح

    بسم الله الرّحمن الرّحیم


    آیه 5 سوره بینه


     وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُوا الصَّلَاةَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ (5)


     


    و به آنها دستورى داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالى که دین خود را براى او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و این است آیین مستقیم و پایدار!  «5» 


    واژگان :


    حنفاء : مونث احنف ؛ کچ پا ؛ زنی که پایش کچ باشد ؛ پای کچ را نیز گفته اند


    اقام : بر خاستن ؛ ایستادن ؛ بپا خاستن


    صلوه : نماز ؛ دعاء ؛ تسبیح ؛ دعا و نماز از بنده بسوی خداوند و طلب مغفرت ؛ مغفرت رحمت خدای تعالی در باره بندگان


    اتی : آوردن ؛ آمدن ؛ انجام دادن ؛ مثل چیزی


    قیّمه : مونث قیّم ؛ جمع قیمت ؛ بهاء ؛ ارزش ؛ ارج ؛ نرخ


    زکوه : خلاصه و برگزیده چیزی ؛ قسمتی از مال که به دستور خدا باید در راه خدا بدهند ؛ مقدار معینی از مال که به فقیران و یتیمان داده شود از قوت غالب یا یک صاع از یکماه ؛ بهاء نیز پرداخت می شود


     


    در تعاملات زندگی اجتماعی جهت رفاه حال انسان همواره حقوقی مطرح است که در جهت حفظ و حراست از این حقوق قانون گذار اوامر و نواهیی را در نظر می گیرد تا ستونهای اجتماع استوار بماند و هرج و مرج نشود و این امر به طریق اولی در جوامع بشری از جانب خداوند متعال نیز در نظر گرفته شده است .


     اما با توجه به عنوان این نوشتار و هم چنین ایه شریفه بنظر می رسد اوامری را خداوند در جهت کسب اخلاص بر وجود مبارک و نازنین پیامبر رحمت نازل فرموده .


     در بدو امر باید بگوییم که پرستش کامل زمانی اتفاق می افتد که وجود هر کسی به اندازه توان خود برای خدا خالص شده باشد ؛ لذا در درجات خلوص باید متوجه شد که اگر همکلامی و الهامات از طرف خداوند را خواستاریم و باید هر انسانی از آن بر خوردار شود باید خلوص شخصی او در حد بضاعت کامل شده باشد اما آیه امر به خلوص کامل نموده است البته باید این رو در نظر داشت که خطاب قرآن پیامبر می باشد و درک دین و ارتباط معنوی با خداوند و حضور قلب و حضور پروردگار مهربان به اندازه خلوص هر کس در وجود هرشخص قابل لمس است ؛ و در نهی از بازگشتن از دین حق ؛ بلافاصله بعد از امر به اخلاص بیان می کند این امر نشان دهنده این است که (( تکبر و غفلت: مانند هوا در پیرامون هرکسی ؛ ما را احاطه کرده است )) اما برای فایق آمدن بر این غفلت باز هم  در آیه  ما را بلافاصله به دو کار مهم و اساسی امر می فرماید 1- نماز 2 -زکوه .


     اهمیت این دو به قدری است که باید برای رسیدن در عبادت به خلوص و درک و فهم ایات الهی این مسیر را همیشه باز بینی کرد چه ویژگیهایی باید این دو فریضه از فروع دین باید داشته باشند  تا ارتباط انسان خالصانه بر قرار شود ؛ ما ضمن بر شمردن پاره ای از ویژگیهای هر کدام باید به یک مسئله اصلی و اساسی توجه داشته باشیم و آن اینکه (( ذات و ماهیت این دو عمل در انعکاس رفتارهای فردی و اجتماعی تبلور پیدا می کند )) که تاریخ همواره چنین انسانهایی را ستوده است و این مرواریدهای ارجمند را خداوند به جوامع مختلف بشری ارزانی داشته کسانی که لنگر گاه زمین می شوند برای هر نوع گناه و عصیانی که انجام می پذیرد .


    نماز : یکی از ارکان فروع می باشد که هر چه درجه خلوص این عبادت که فرض دائم بعد از تکلیف است بیشتر باشد باید توجه دائمی به آن سر لوحه کارها باشد البته باید دقت داشت که ماهیت خود نماز چون پاکی است لذا انسان را از گناه منزّه نگه می دارد ؛ اهتمام به نماز یعنی اهتمام به تمام فروع و رفتارهای اجتماعی و عقیدتی در دنیا و قبولی آن در صورت اخلاص قبولی تمام اعمال انسان است در آخرت ؛ نماز امری است چند وجهی که همه وجوه آن می تواند انسان را به مقصود برساند اما تعابیر زیبایی که از معصومین در باره نماز به ما رسیده نیز قابل تامل است توجه کنیم


    نماز :


    1-    نماز گناهان را مانند برگهای پاییزی می ریزد


    2-    نماز غل و زنجیر ها ی دنیایی را از گردن باز نموده و انسان را از اسارت جان رهایی می بخشد


    3-    نماز مانند چشمه آب گرمی است که جان انسان را پنج بار ستشو می دهد


    4-    نماز شکیب و صبر را فراهم می سازد


    5-    نماز ستون دین است


    زکوه : دینداری در زندگی راحت دنیایی است و گذشتن از مال گاه سخت تر از گذاشتن جان می باشد لذا تنظیم تعاملات اجتماعی و فقر زدایی با این فریضه الهی ممکن می باشد زیرا تبادل ثروت در دنیا بدون هیچگونه ((ربایی )) انجام می پذیرد و برکت و خلوص این زکوه است که ارمغان جنّت را دارا می باشد انشالله و اما ویژگیهای این فریضه


    زکوه :


    1-    پرداخت زکوه مانند اقامه نماز باعث قرب الهی می گردد


    2-    پرداخت زکوه با رضایت پرداخت کننده کفاره گناهان آخرت می شود


    3-    پرداخت زکوه آتش جهنم را به تن ضعیف انسان حرام می گرداند


    4-    پرداخت زکوه نباید با حسرت پرداخت کننده همراه باشد


    5-    پرداخت زکوه افسوس در زندگی را از بین می برد



    در متن آیه بقدری طراوت و شادابی هست که انسان بی اختیار با اجرای این دو فریضه الهی به تمام نیازی های روحی و روانی خویش خواهد رسید و در اجرای این دو فریضه به اخلاصی که تقرب به خداوند رو خواهد داشت انشالله این چنین باشه


     


     


     





  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: شنبه 87/3/4::: ساعت 9:5 صبح

    به نام خدا


    سپاس وستایش خالص ، مخصوص مهربانی  است که نور حکمت را بر جاده زندگیمان روشن ساخت وما را شایسته سوگند خویش قرار داد تا با توکل بر مهر او ،به حق وجودش دست


    یازیم


    در ابتدای بهار به انتهای خلوص در ذات خداوند رسیدیم ،‏بهار ما ابندای هر کلام خدا است و برای ما بارها این بهار در روزهای شگفت انگیز مهر خدا تکرار می شود ، آغاز بهار طبیعت و بهار غور در کلام نورانی مهربان هستی مبارک


     قُلْ إِن کَانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ


    91 (بقره )


     چون به آنان گفته شود به آنچه خدا نازل کرده ایمان آورید مى‏گویند ما به آنچه بر [پیامبر] خودمان نازل شده ایمان مى‏آوریم و غیر آن را با آنکه [کاملا] حق و مؤید همان چیزى است که با آنان است انکار مى‏کنند بگو اگر مؤمن بودید پس چرا پیش از این پیامبران خدا را مى‏کشتید (91) بقره


    خالص: اختصاص ، تنها ، فقط


     


    وَقَالُواْ مَا فِی بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُکُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن یَکُن مَّیْتَةً فَهُمْ فِیهِ رَکَاء سَیَجْزِیهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِکِیمٌ عَلِیمٌ .(139 ) انعام


    خالص : پاک ، حلال ، اختصاص


    شُگفتند آنچه در شکم این دامهاست اختصاص به مردان ما دارد و بر همسران ما حرام شده است و اگر [آن جنین] مرده باشد همه آنان [از زن و مرد ] در آن شریکند به زودى [خدا] توصیف آنان را سزا خواهد داد زیرا او حکیم داناست (139)


    قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُواْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (32) پیامبر] بگو زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و [نیز ] روزیهاى پاکیزه را چه کسى حرام گردانیده بگو این [نعمتها] در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آوردهاند و روز قیامت [نیز] خاص آنان مىباشد این گونه آیات [خود] را براى گروهى که مىدانند به روشنى بیان مىکنیم (32)


    خالص : پاک ، پاکیزه ، فقط ،مخصوص


    وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمَّا کَلَّمَهُ قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنَا مِکِینٌ أَمِینٌ ?54?


    پادشاه گفت او را نزد من آورید تا وى را خاص خود کنم پس چون با او سخن راند گفت تو امروز نزد ما با منزلت و امین هستى (54)


    وَاذْکُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِیمَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیْدِی وَالْأَبْصَارِ ?45? إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِکْرَى الدَّارِ ?46?


    و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که نیرومند و دیدهور بودند به یادآور (45 ما آنان را با موهبت ویژهاى که یادآورى آن سراى بود خالص گردانیدیم (46)


     خالص :برگزیده ، پاک








    لَکُمْ فِی الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِیکُم مِّمَّا فِی بُطُونِهِ مِن بَیْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِینَ ?66?


    در دامها قطعا براى شما عبرتى است از آنچه در [لابلاى] شکم آنهاست از میان سرگین و خون شیرى ناب به شما مینوشانیم که براى نوشندگان گواراست (66


    معنی بر گرفته از اخلاص در آیات قرآن


    ناب ، پاکیزه ،‏ گوارا


    اختصاص ، تنها ، فقط ،


    پاک ، حلال ، اختصاص ،پاک ، پاکیزه ، فقط ،مخصوص ،برگزیده ، پاک




  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: شنبه 87/3/4::: ساعت 9:4 صبح

    <   <<   46   47   48   49   50   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ