بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ
تَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُاگر به صلح گراییدند تو [نیز] بدان گراى و بر خدا توکل نما که او شنواى داناست
61انفال
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِیَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِی بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ عَلَیْهِ
یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَاگر از آنها بپرسى چه کسى آسمانها و زمین را خلق کرده قطعا خواهند گفتخدا بگو [هان] چه تصور مىکنید اگر خدا بخواهد صدمهاى به من برساند آیا آنچه را به جاى خدا مىخوانید مىتوانند صدمه او را برطرف کنند یا اگر او رحمتى براى من اراده کند آیا آنها مىتوانند رحمتش را بازدارند بگو خدا مرا بس است اهل توکل تنها بر او توکل مىکنند زمر 38
شنوایی وشنیدن صدای یار یکی از بهترین لذتهای زندگی هر فرد محسوب می شود ، به طوری که از دست دادن این حس میزان زیادی عقب ماندگی برای فرد به وجود می آورد .اما شنیدن تنها باگوش بیرونی نیست ما می توانیم با مراقبه قلبمان را به گونه ائی پرورش دهیم که بسیاری از صداها را از طریق دل وقلب خود بشنویم که همانا علم واقعی و حکمت از طریق سینه افراد دریافت می شود ولی متاسفانه به دلیل گناهان زیاد و نداشتن توکل این ندای حقیقی را نمی شنویم و راه را به خطا می رویم . برای رسیدن به محبوب باید با چشم دل دید و شنید . متوکل واقعی کسانی هستند که با قوای درونی شان می بینند و می شنوند . بسیاری از ما انسانها نه می بینیم ونه می شنویم اما غافل از آنکه خود را بینا وشنوا می پنداریم . پیامد شنوایی حقیقی دانایی است . نکته جالب انکه در قرآن کریم هرگاه در مورد شنوایی خداوند صحبت می شود بلافاصله عالم بودن و دانا بودن باریتعالی نیز آورده می شود . در آیه 37 زمر آمده است که تنها از خدا راهنمایی بخواهید گمراه نمی شوید و تنها تکل کندگان به او هستند که پیروز می شوند .در آیه 38 نیز این تاکید بیشتر می شود بطوری که خداوند می فرماید تنها کسی که می تواند بدیها را از ما دور کند و برای ما رحمت را به ارمغان بیاورد وجود مبارک خودش است .در انتهای این آیه نه یک بار که دو بار کلمه توکل ذکر شده است و به صراحت می فرماید اگر می خواهی سربلند باشی بگو تنها خدا برای من بس است . اوردن فعل به صورت امری بر محکم بودن این تکیه گاه می افزاید و از طرفی ذکر کلمه حسبی الله نیز تاکید دیگری بر توکل است که همانا برای ما انسانها خداوند کافی است در آخر نیز با امدن دوباره کلمه توکل بر زیبایی آیه مذکور می افزاید . در ادامه نیز خداوند حجت را تمام می کند و می فرماید باشد حال اگر دوست داری توکل کن در غیر اینصورت عواقب ان را خواهی دید .
از عوامل رشد قوای درونی ایجاد رابطه صلح و دوستی است خداوند همواره انسانها را به سمت صلح و آرامش دعوت می کند ، این نکته در آیه 61 سوره انفال به روشنی بیان شده است که خداوند از انسانها می خواهد که دست از جنگ بردارند و در سختیها تنها از او کمک بگیرند چرا که در سایه صلح است که انسانها رشد می کنند و زیباتر از انکه خداوند باریتعالی هیچگاه دوست ندارد مومنین اغاز کننده جنگ وخونریزی باشند برای همین می فرماید اگر آنها خواستند صلح کنند تو نیز صلح کن . اصولا جنگ و خونریزی با ذات اقدس باریعتالی همخوانی ندارد . نکته جالب این است که در آیه بعد نیز کلمه حسبک به معنای کفایت خداوند برای انسان آمده است .
بسم الله الرّحمن الرّحیم
آیه 2 سوره انفال
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ
مؤمنان همان کسانىاند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل مىکنند
عظمت : بزرگی ، بزرگ منشی ، بزرگواری
جلال : بزرگی ، عزت و شکوه ، بزرگواری
واژگان :
وجلت : از او ترسو تر بود ، ترسیدن ، احساس ترس کرد ، ترسو
تلیت : خواندن کتاب ، قرائت قرآن
زاده : به او توجه داد ، آن را زیاد و افزون کرد ، فلان چیز را به او عطا کرد ، بیش از آنچه که قبلا عطا کرده بود ، بر او در افزونی غالب آمد ، آن چیز را افزود ، توشه ، غذای مسافر
ایمان : تصدیق کردن و گرویدن ، اعتقاد به خدا و کتابهای نازل شده از جانب وی ، اعتقاد به قلب و اقرار به زبان و عمل به جوارح ، اظهار فروتنی ، قبول شریعت ، به سوی راست رفتن
یکی از راههای ارتباط با خداوند و در نظر داشتن تمام امورات برای بودن با یاد او همانا ، قرائت و یا ذکر قرآن در مداومت با آن است .
و عجیب این است که در این نوع یاد آوری و ذکر از قرآن به تناسب آنچه که با آن یاد خدا را می کنیم آورده شده است ، و اگر با نگاهی عمیق به این موضوع ( ذکر ) توسط قرآن و تلاوت آن داشته باشیم باید در در برابر قرآن از ( عظمت و جلال ) آن نام برده شود این دو واژه مترادف در معنا ما را به بزرگی و بزرگواری و عزت و شکوه می رساند .
و از این عزت و شکوه هست که روح انسان با تلاوت قرآن بدست آورده و دارای آن ویژگیها می گردد و باز هم از این عظمت و جلال است که دلها لرزان و ترسان می شود اما نه از ترس خداوند از اینکه با وجود قرآن این ارتباط پذیرفته نشود دقیقا مانند قبول نشدن در پیشگاه قرآن که این کتاب با آن ویژگیها نیز قادر به هدایت دل سنگین و جرم گرفته انسان نشود .
اگر این کتاب که عصاره همه هستی و کلام حق است نتواند انسان را هدایت کند ترسان شدن و لرزیدن معنای خویش را پیدا می کند ، پس آنگاه در این همه اختیاری که خداوند به ما داده است چه پاسخی به موجود مهربانی که هدایت انسان را میخواهد خواهیم داد ؟ .
سر افکندگی و شرم عذابی است که در قیامت برای تنبه انسان کفایت می کند و باید با این سر افکندگی در مقابل خدایی مهربان زندگی کرد در آن شرایط هیچ عذابی سخت تر از دور بودن از خدا نیست و لقاء الله معنای خودش را پیدا می کند .
و برای غلبه بر این دوری و عذاب سخت با شیوا ترین روش به ما نشان داده است که مسیر انتخابی برای گریز از آن چه می تواند باشد و این معجزه کلام حق است که در( مقبول ترین چید مان هم درد و هم درمان را نشان می دهد ) و تمام این آیات اتمام حجتی است برای تک تک ما .
موضوع دیگری که باید توجه ما را به خود جلب کند این است که با قرائت و خواندن قرآن و تلاوت آن به جانهای شیفته ایمان انسان افزوده می گردد و گرنه اگر چنانچه فقط توکل در قالب حرف و زبان باقی بماند و انسان را به جلو نراند آنگاه نمی دانم نام این توکل را چه می شود نامید و یا اصلا این هم توکل است ؟.
پس آنچه که قابل ذکر است یاد خداوند است و به تعبیرآیه قرائت قرآن کدام قرآن ؟ قرآنی که دارای عظمت و جلال است و این دو ویژگی است که ترس از خداوند در آن معنا می شود و قدرت و جبروت و جباریت خداوند برای انسان قابل لمس بوده و دلهای لرزان انسانها را در مقابل سیاهی و شبهات که او را احاطه کرده روشن می نماید .
این خدا ترسی زیبایی را در وجود انسان در کنار( شناخت ) به دست می اورد و این شناخت به واقع زلزله ای را در وجود هر کسی برای دیدن عظمت و جلال خدا بوجود می اورد و آنگاه این انسان متوکل به خدایی می گرود که در سر آغاز با یاد و نام او این مسیر را برای پیمودن آغاز نموده بود .
بسم الله الرحمن الرحیم
إِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَؤُلاء دِینُهُمْ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ 49 انفال
آنگاه که منافقان و کسانى که در دلهایشان بیمارى (شک) بود مىگفتند اینان (=مؤمنان) را دینشان فریفته (مغرور کرده) است و هر کس بر خدا توکل کند (بداند که) در حقیقتخدا شکستناپذیر حکیم است (49)
النفاق : داخل شدن موش دو پا به لانه اش ، دورویی ،ظاهر ایمان با باطن کفر (نافقاء الیربوع : لانه موش که آن را مخفی میدارد و لانه دیگرش را که در آن نمیرود آشکار میکند ، چون که آدم منافق هم آنچه را که ظاهر میکند ،برخلاف چیزی است که در دل دارد)
المنافق : دو رو ، دو چهره ، کافری که تظاهر به اسلام میکند ، ظاهر کردن ایمان با زبان و پنهان داشتن کفر
غر : غرور، فریب
قلب المریض : دل کم دین و سست اعتقاد
عزیز : نیرومند ، قوی ، توانا و چیره و گرامی و ارجمند که هیچ کس از حیطه قدرت او خارج نمیشود و مثل و مانند ندارد و کسی را یارای مقابله با او نیست ، که از نامهای خدای متعال است
الحکیم : دارای حکمت (عدل ، علم ، دانش ، حلم ، بردباری ، فلسفه ، درستی و استوار و صواب بودن کار ، کلام مطابق با حق) ، دانشمند ، دانا، کسی که کارهایش از روی دانایی و بینایی است
منافق :
خیانت پیشه ای که برای ترویج افکار مسموم خود از هیچ جنایتی فرو گذار نمیکند
اهل خلف وعده و عدم پایبندی به پیمان و منفعت طلبی موزیانه و منطق و اخلاق رندانه و ریاکارانه است
دل و روح مریض و خبیثش هیچگاه رنگ آرامش را به خود نمیبیند
دچار غرور و خود برتربینی کاذب و واهی است
قلبش جایگاه کفر و روحش بستر کریه ترین صفات و افکار است
تخم لجاجت درونش رشد کرده و ریشه ای محکم دوانده
آگاهانه زیر لوای وسوسه ها و اندیشه های شیطانی پناه گرفته
خود را در مقابل خدایی قرار میدهد که چیرگی بر او معنایی ندارد
هیچ گاه در فهم و اندیشه اش ارزش اخلاق و ایمان نمیگنجد
در نهایت بینش و روح گناهکار و خائنش مایه هلاکتش میشود و روز قیامت بر طبل رسوایی اینان میکوبند و چه عاقبت دردناکی در انتظار کسی است که آگاهانه نعمت حیات و اندیشه ای را که از نعمات بسیار والا و ارزشمندی از جانب خداوند است برای رشد و تعالی انسان را در مسیر پوچی و شقاوت و نفاق و دورویی و سستی و نابودی قرار دهد .........
متوکل :
روحش از عصاره ایمان تغذیه میکند
اتکای او به ذات پاک حق ذهن و روحش را از افکار پلید و پوچ و بیمار گونه در امان نگه میدارد
زیر لوای درستی و صداقت آرام گرفته اند
استغفار گویان گام بر میدارد
این حقیقت زیبا و عمیق که هیچ کس و هیچ چیز از حیطه قدرت لا یزال او خارج نیست و به هر شایسته دل پاکی که بخواهد عزّت و کرامت میدهد و روح ناپاک رابه هلاکت میکشاند و با علم عمیق خود همه چیز را برای بندگان صالحش در مسیر پاک قرار میدهد را باور دارد
با علم به اقتدار، درایت ، حکمت ،عزّت ، کرامت و عظمت خداوند عالی مرتبه دل و روحش را با رایحه خوش توکل مطهّر و معطر میکند و به لطف و محبت و اراده معبود یکتا از افکارپوچ و گناه آلود ، نیّات قبیح و نفاق آلود در امان می ماند و به زیبایی از حق حیاتی که نعمت و عنایت پروردگار بود بهترین بهره را میبرد ودر پیشگاه حق سربلند و سرفراز با تقدیم جان و روح پاک و زلالش حق بندگی را صادقانه و خالصانه بجا میآورد
سلام بر اهل هدایت
اگر خدا میخواست همه هدایت می شدند
ادامه عناوین هدایت
عناوین هدایت
[عناوین آرشیوشده]
بازدید دیروز: 11
کل بازدید :264797
بررسی آیات صبر در قرآن
بررسی آیات علم در قرآن
بررسی آیات عدل در قرآن
بررسی آیات اخلاص در قرآن
بررسی آیات قسم در قرآن
برسی آیات توکل در قرآن
بررسی آیات حق در قرآن
بررسی آیات هدایت در قرآن

متن قرآن
متن کامل قرآن
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل بیت
دانشنامه موضوعی قران
نمایش کامل قرآن با امکانات جستجو
دسترسی به قرآن
تفسیر المیزان
تفسیر نمونه
قرآن با دو ترجمه
قرآن-حافظ- مولوی-سعدی- شاهنمامه