دانش را بجویید هرچند در ژرفای دریا فرو روید و خونتان بریزد . [امام صادق علیه السلام]
نُّورٌ عَلَى نُورٍ (یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 فَتَوَکلْ عَلى اللَّهِ إِنَّک عَلى الْحَقِّ الْمُبِینِ(79)

پس بر خدا توکل کن که تو بر طریقه حق آشکار هستى

 جملات ساده اند اما با معنایی ژرف که اعجاز کلام حق را با تمثیلی روان اما مهم و تفکربرانگیزمهمان روح تشنه انسان میکنند چقدر حساب شده و عمیق روح زلال پیامبررا آرام میکند حقا که سرچشمه هدایت و رحمت و آرامش است و راه زندگی درست و فکر و اندیشه درست را به روح مستعد و پذیرا ارزانی میدارد  ... پس بر خدا توکل کن که تو بر طریقه حق آشکار هستى تو فقط مى توانى سخن خود را به گوش کسانى برسانى که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند .... روح خاضع و خاشع و حق طلب مخاطب و یاور توست زندگانی که ذات پاک و صالح دارند یابی تاب و بیقرار در جستجویش هستند چرا؟ (چون روحشان در حسرت تلنگریست که جانشان را از سرگردانی  و بی قراری برهاند اینانند که ظاهر و باطنشان در برابر حق تسلیم میشود وراه روشن و مبین حق را انتخاب میکنند وبا عشق و توکل پیوندشان را با خدا و بندگانش ومرگ و معاد محکم میکنند )

 

 إِنَّک لا تُسمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسمِعُ الصمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ(80)

تو نمى توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمى توانى کران را هنگامى که روى بر مى گردانند و پشت مى کنند صدا کنى !

 نباشیم از زمره اینان که به دلیل عدم توجه به نشانه های خداوندی از روی عمد، نداشتن عقیده یا حتی داشتن ایمان سست ،اصرار بر انجام اعمال قبیح ،گناه وخصوصیات اخلاقی ناپسند و عدم درک و باور دیار باقی (هم چشم دلشان کور میشود وهم چشم ظاهرشان وجلوه زیبایی های حق را نمیبینند( نمى توانى کوران را از گمراهى برهانى )  وهیچ ازطنین شور انگیز و روح نوازکلامش نمیشنوند) ، همیشه در نیّت، عقیده، گفتاروعمل خیانت پیشه وریاکار و فاسدند،از حق و حقیقت روی گردانند وضربات مهلک ضعف ایمان در وجودشان ثمره ای جزسرگردانی وگمراهی وحیرانی همیشگی ندارد و از ارزشها و حقایق رویگردان و فراری هستند و در منجلاب گمراهی دست و پا میزنند و احمقانه  و دلخوشانه به لحظه لحظه های زندگی تهی ازارزششان لبخند میزنند  

 بر خدا توکل کن

سرمایه ایمان و توکل بصیرتی است که صاحب حق به بندگانش ارزانی میدارد و چشم و گوش دل و ظاهرشان را بینا و شنوا میکند

بصیرت قلب عطیه گرانقدر خداوند است به ارواحی که که در صدف وجودشان درّ رفیع القدر ایمان را مینشانند و زیر قطرات ناب باران توکل روح و جانشان را خالص و پاک میکنند و با جان و دل در برابر آن قادر متعال سرتسلیم و تعظیم فرود می آورند و اینچنین دعا میکنند : پروردگارا به من الهام کن که نعمتت را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای سپاسگزاری کنم و اینکه کار شایسته ای که آنرا میپسندی ،انجام دهم،و مرا به رحمت خود در زمره بندگان شایسته ات وارد کن .......... (وارد شدن در زمره صالحان و پاکانی که قلبی بصیر دارند مقامیست بالاتر ازعمل صالح)عمل صالح در سایه ایمان و تسلیم استوار(= توکل )مقدمه ایست برای جلب رضای یگانه بی همتا تا ذات و وجود ما به برکت نور ایمان و انجام اعمال نیک و به رحمت خداوند ، مطهر و صالح گردد .

 

الهی به حق کلام عظیمت و بحق همین روزهای عزیز وعظیم المنزله، حتی لحظه ای در زمره کوردلان پر ادعا و کردلان متحیر و سرگردان نباشیم ...

 

 

 



  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: پنج شنبه 87/9/21::: ساعت 11:0 صبح

    بسم الله الّرحمن الّرحیم

    آیات 84 و 85 سوره یونس

    وَقَالَ مُوسَى‏ یَاقَوْمِ إِن کُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّهِ فَعَلَیْهِ تَوَکَّلُوا إِن کُنتُم مُسْلِمِینَ (84)

    فَقَالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (85)

    موسى گفت اى قوم من اگر به خدا ایمان آورده‏اید و اگر اهل تسلیمید بر او توکل کنید (84)

    پس گفتند بر خدا توکل کردیم پروردگارا ما را براى قوم ستمگر [وسیله] آزمایش قرار مده (85)

    واژگان:

    فتنه :  آشوب ، بلا ، شّر ، سختی ، رسوایی  ، گمراهی ، سیاه ، تیره و تاریک

    ظالم :  ستمگر ، بی رحم ، سنگدل ، مردم آزار ، چرک دندانها ، نان پهن شده ، تاریکی ،

     زمین بی علامت و نشان ، ابر نازک

    امن :  بی ترسی ، اطمینان ، آسایش ، آرامش قلب ، به او اعتماد کرد ، او را امین دانست ،

     امین و مورد اعتماد ، آرایش یافت و نترسید ،آرامش یافته و بی بیم ،

     آرامش و اطمینان پس از ترس ، آرامش نفس و آسایش خیال در اقدامات و انجام کارهای دشوار ،

     اعتماد به نفس ، امنیت داخلی ، حفظ نظم در رعایت انتظامات و قاتون

    تسلیم :  دست بر داشتن از چیزی و سپردن آن به دیگری ، واگذار کردن سند و قباله به صاحبش ،

     پیمانی که نیروی نظامی با دشمن منعقد می کند برای تسلیم کردن خود و آتش بس ،

     باز گرداندن مجرمین سیاسی به کشور ، اطاعت کردن ، فرمانبرداری از خدا

     

    از آیه 84 سوره یونس چنین بر میاید که به دو شکل می توان متوکل به خداوند بودن را به نمایش گذاشت 

    1-     باید دید چقدر ایمان ما به خداوند مستحکم است و چقدر ما بی چون و چرا در مقابل خداوند تسلیم هستیم و

     آنگاه ادعای متوکل بودن را داشته باشیم

    2- حال اگر ما ایمان به خدا آوردیم کفایت میکند که ادعای متوکل بودن را هم داشته باشیم ؟

    و بگوییم که تسلیم رضای خداوند هستیم ؟

     

    میدانیم که در آیات دیگری از قرآن گفته شده که نگید ایمان آوردیم بلکه بگویید  اسلام آورده

     و یا تسلیم هستیم در این مورد بخصوص چه میتوان گفت ؟ بنظر می رسد اگرشرایط تسلیم

    را بررسی بکنیم به مسائل ارزنده ای دست خواهیم یافت و برای شرایط تسلیم به سه گزینه زیر توجه کنید .

    1-     تسلیم از روی اجبار باشد که در آیات زیادی داریم که هیچ اکراهی در دین نیست

    2-     تسلیم با رضایت شخص توام باشد

    3-  تسلیم نه از روی اجبار و نه رضایت باشد

     

    در مورد گزینه  اول می توان نوشت : وقتی صفات همگی بالقوه در وجود ما هستند این پذیرش از روی اجبار

     باید یا از بی ایمانی فرد سر چشمه گرفته باشد و یا اینکه در خواستهای شخصی و یا مطامع دنیایی برای

     این نوع پذیرش دخیل باشد که درهرصورت می توان با صراحت گفت که توکلی در کار نیست و

     شخص فقط به ادعا میتواند بیان کند که متوکل به خداوند است .

     در مورد گزینه دوم می توان نوشت : وقتی علم و آگاهی همراه با ایمان می گردد انتخاب خوب و مناسبی است برای

     این نوع رضایت ، و پر واضح است که این نوع رضایت با سعادت انسان همراه است .

     در مورد گزینه سوم می توان نوشت : در این نوع رضایتمندی توفیقی است اجباری پیش آمده برای انسان و در

     این مقطع فقط تیز هوشی شخص را می طلبد که از این فرصت بدست آمده چگونه استفاده کند چنانچه شرایط برای

     آن شخص درک شود استفاده بهینه نموده و اگر هم درک نشود این توفیق اجباری بدست آمده از دست خواهد رفت

     و معمولا هم چنین است که چون این نوع فرصت مفت و مجانی بدست آمده قدر دانی از آن به سهل انگاری

     واگذار می شود و انجام نمی پذیرد .

    پس هوشیاری وعالم بودن تلنگری است بر ما که مراقب از دست رفتن فرصت ها در زندگی باشیم ،

    من خود به شخصه ایمان دارم که چنین فرصتهایی در زندگی شخصی من بوده و فرصت سوزیی که از طرف من

    اتفاق افتاده مرا به پاسخگویی نزد پروردگار فرا میخواند .

     استغفار و توکل تنها دست آویزی است که من را از فرصت سوزی باز خواهد داشت انشالله شاهد این

     مثال در آیه دوم یعنی ایه 85 سوره یونس تجلی می کند تا جایی که وقتی از فرصتها استفاده نکردیم بقدری

     خداوند حقیرانه به انسان می نگرد که او را اسباب و وسایل آزمایش ستمگران قرار می دهد و

     مورد مصداق (( ظالم )) به انسان تعلق می گیرد مقام و منزلت توکل برای رهایی از این عذاب خداوند به

     زیبایی جلوه گری می نماید و باید به راستی گفت کدام عقل سلیمی می پذیرد که این چنین کودکانه رفتار نماید

     که همه توفیقات از او سلب شود .

     

    چقدر زیباست درک این موضوع :

     

    (( انسان متوکل هرگز تائب نخواهد بود زیرا وکالتش را به خدا واگذار نموده است ))

     



  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: سه شنبه 87/9/12::: ساعت 2:40 عصر

    به نام خدا

    وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِن کَانَ کَبُرَ عَلَیْکُم مَّقَامِی وَتَذْکِیرِی بِآیَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَکُمْ وَشُرَکَاءکُمْ ثُمَّ لاَ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَیَّ وَلاَ تُنظِرُونِ 71 یونس

    خبر نوح را بر آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت اى قوم من اگر ماندن من [در میان شما] و اندرز دادن من به آیات خدا بر شما گران آمده است [بدانید که من] بر خدا توکل کرده‏ام پس [در] کارتان با شریکان خود همداستان شوید تا کارتان بر شما ملتبس ننماید سپس در باره من تصمیم بگیرید و مهلتم ندهید 71 یونس

    کَبُرَ : مطلب بزرگ وناگوار آمد ، کار برایش سخت بود .

    نباء :  خبر بزرگ

    در این آیه  آمده که حضرت نوح پس از سالها تبلیغ رسالت و نا امیدی از ایمان اکثر افراد قوم ،به یک نوع مبارزه طلبی می پردازد ،‏ و می فرماید من به خداوند توکل می کنم ، وشما به شریکان خدا هر چه می خواهد باشد حتی اگر همه دنیا را شریک قرار دهید ،‏ اگر همه دنیا را یک طرف قرار دهید برای من توکل به خداوند کافی است ،‏ این تعریف ساده ایی است از توکل و یقین قلبی که انبیاء و اولیا صاحب آن بودند ، حضرت نوح (ع) به خدای قادر هستی ایمان داشت و برای مشرکان هستی محل اغو و فریب گشته بود .

    خبر :‏ (نباء)

    خبر همواره از نظر کذب و صدق اون مورد اهمیت واقع میشود اگر خبر از پیامبری ،کسی که مطیع امر خداست داده شود یک خبر صدق و مهم است و به آن ( نباء ) نیز می گویند حتی اگر این خبر عذاب و بلای آسمانی نیز باشد که در جای خودش خبری مهم است چون از طرف خداوند است باز هم خبر صدق است .

    اما باید بدانیم که کذب و صدق خبر در ذات خبر نیست زیرا خبر همواره صدق است چون از جانب خداست این خبر صادق که از ناحیه خداوند است چگونه به کذب و صدق نبدیل میشود ؟ این امر فقط توسط ما صورت می گیرد  یعنی وقتی شما خبر صدق را می شنوید با درونی سالم اگر بر خورد داشته باشید خبر سالم میماند و به جامعه میرسد مانند خبری که پیامبران به جامعه منتقل میکنند واز طرف با درونی نا سالم معلوم است که چه بر سر خبر میاید لذا هر چه در جهت خود سازی حرکت کنیم به همان اندازه از قرآن استفاده میکنیم و آیا بنظر شما وقتی انسانی متوکل میشود و خدا امورات آن شخص رو به عهده میگیرد ایا خبر های قرآن به او شفاف تر و واضح تر نمیرسد ؟ اینجاست که اهمیت توکل بر خدا مشهود میشود و اگر میخواهیم ناقل پیام قرآن باشیم حداقل به دوستان خویش باید متوکل خوبی باشیم

    حضور پیامبران در میان  قوم یک خبر است ، تنها یک خبر ، نه امر ، نه اصرار ،‏ نه ... اما چرا در برابر این خبر که برای همه یکسان است عده ایی مومن می شوند و عده ایی کافر ؟ منبع یکی است ... انسانها در برابر خبر واحد عکس العملهای متفاوت دارند و این نیست مگر میزان ایمان و اعتقاد قلبی واستفاده از قدرت عقل که بستگی دارد به سیر گذشته زندگی (‏علم آموزی و ایمان و ...) .

    نکته : بین تکبر و توکل هیچ نقطه اشتراکی نیست ، اگر کبر بر وجود کسی مستولی گردد توکل رخت می بندد چون متوکل به نیروی لایزالی  ایمان دارد که در برابرش هیچ نیرویی بزرگ نیست ولی متکبر خود را نیروی موثر هستی می داند و در برابر  هر قدرتی سرکشی می کند ( یعنی منیت ) .

    مثل شیطان ، مثل انسان ...

     



  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: پنج شنبه 87/9/7::: ساعت 9:56 صبح

    <   <<   26   27   28   29   30   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ