دنیا را دشمن بدارید، تا خدا دوستتان بدارد [حضرت مسیح علیه السلام ـ چون از ایشان درباره کاری که خدا دوستی به بار می آورد، پرسیدند ـ]
نُّورٌ عَلَى نُورٍ (یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء)

بسم الله الرّحمن الرّحیم


 


آیه 11 سوره مائده


 


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن یَبْسُطُواْ إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ 11


 


اى کسانى که ایمان آورده‏اید! نعمتى را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید؛ آن زمان که جمعى [از دشمنان‏]، قصد داشتند دست به سوى شما دراز کنند [و شما را از میان بردارند]، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت‏! از خدا بپرهیزید! و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند!  11  



واژگان :


ذکر : خدا را به پاکی یاد کردن و نیایش نمودن ، آن چیز را به خاطر سپرد و حفظ کرد ، سخنی را به فلانی گفت ، در آن کار بزرگ دانا شد ، اسم خدا را به زبان آورد ، حق فلانی را ضایع نکرد و حفظ نمود ، از مردم بد گویی کرد و غیبت ، از فلان زن خواستگاری کرد


نعمت :  روزی ، مال ، حالت خوشی ، دست نرم


بسط : آن چیز را گسترانید و شاد کرد ، دست خود را دراز کرد ، دست خود را از خرج گشوده کرد ، او را در حمایت خود آورد


کفّ : کف دست ، دست و انگشتان آن ، گیاه خرفه ، نعمت


تقوی :  پرهیز کاری ، ترسنده از خدا ، عابد گوشه گیر و پرهیز کننده از گناه


 


درسی را که در آیه بر ما متذکر میشود باید با حوصله و بدور از تعجیل به آنها اندیشید ، آیه چون با انسا نهای با ایمان آغاز می شود لذا به جاست که به انسان متوکل ختم شود ، زیبایی آیه در این است که انسان با ایمان را مورد خطاب قرار می دهد و از اینکه در پستهای قبلی نوشتیم که توکل از ارکان ایمان است در این مقوله به خوبی مشهود است ، پس یاد خدا باید آغاز گر همه کارها باشد تا انسان را به توکل برساند ، این نعمت یادآوری خدا با دست همراهی پروردگار توام است که خود این امر از امداد های غیبی خداست در مقابل فوج عظیمی از انسانهاست که فراوانی آین آدمها انسان را به هراس می اندازد و از آن به ( بسط ید ) یاد آوری می کند .


و این یاد آوری متضمن عناوینی است که هراس را از آن در فوجی که نام بردیم به یاد می آورد مانند بد گویی ، غیبت ، احتمال ضایع کردن حق دیگران ، بی خبری و نادانی ، ضرر و زیان .


انسانی که با بال توکل و اتکال به خداوند برای سیر انسانیت به پیش می رود هرگز دچار غرور نمی گردد و همه توانایی را در خدا جستجو کرده و حضور و یاد خدا را در زندگی خویش جاری می نماید ، چنین انسانی به وجود موجودی (( علیم و امین )) متکی می گردد ، و دانایی در انسان از توکل به خداوند ایجاد می گردد و قدرت نیز همین وضعیت را دارد .


انسان متوکل انسانی ( علیم ، قادر و امین ) می باشد و این محبوبیت ( در قلوب ) را از راه توکل بدست می آورد


 


به ترجمه آیه نگاه کنید چنین می نویسیم :


 


ای اهل ایمان یاد آرید نعمت خدا را و توکل کنید  ، از این نوشتار در می یابیم که ایمان ارتباط نزدیک با توکل دارد و این دو برای هم همنشینی زیبایی ایجاد کرده اند ، و به همین ترتیب می توان تمام جمله های آیه را به انتهای آیه مربوط کرد و روابط آنرا بدست آورد .


تاثیرات توکل در مسائل شرعی و فرایض دینی بر هیچکس پوشیده نیست و هم چنین انسان متوکل در تکوین ، همه هستی را از آن خدا می داند و اسباب و تاثیرات را مستقل از ذات خدا نمیداند و همیشه اعتماد به خدا را سر لوحه کارهای خود قرار میدهد


در توکل می توان دست بت پرستان و انسانهای کافر و خطر ناک را که مسائل غیر وتقع را  موزیانه و منافقانه در قلب و روح و جان خویش می پروارانند و آنرا در جوامع بشری برای همه مردمی که با آنها در تماس هستند به ارمغان می اورند کوتاه نمود .


در توکل شکر گزاری هدیه ای است برای انسان در مقابله با این کافران برای تسلط یافتن بر آنان در توکل با اتکاء و اتکال به منبع قدرت هراسی را که در آیات مختلف از کافران در دل ایجاد می شود را می توان به سهولت از بین برد .


در توکل هم چنین میشود از تنهایی که باز درآیات از آن یاد شده است و خود این تنهایی باعث نوعی ترس و هراس دروجود انسان می شود را از بین برد و از این ترس با سربلندی بیرون آمد .


هم چنین توکل باعث اعتماد به نفس هر انسانی می گردد و این امر باعث یافتن توانمندیهای خود گردیده و استعداد های هر شخصی متجلی و شکوفا شده و کمک بزرگی بر شناخت خویش و باورها و توانمندی های خود شده و با استفاده کردن از این نا شناخته های درونی و استعداد های بالقوه انسانی متوکل را به ظهور می رساند .


  


 



 


  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: چهارشنبه 87/6/27::: ساعت 4:56 عصر

    بسم الله الرحمن الرحیم




    سوره نساء - آیه 109


    ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا فَمَنْ یُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَمْ مَنْ یَکُونُ عَلَیْهِمْ وَکِیلاً 109   


    آرى، شما همانا هستید که در زندگى این جهان، از آنان دفاع کردید! اما کیست که در برابر خداوند، در روز رستاخیز از آنها دفاع کند؟! یا چه کسى است که وکیل و حامى آنها باشد؟  (109)


    واژگان:


    جدل: خصومت ، اسم است جِدال را. مناقشه ، مناظره


    ححیاه:عمر. زیست. زندگى. مقابل ممات


    دنیا: مؤنث ادنى ، اگر اصل آن را «دنائت» بگیریم ، به معنى پست تر ، واگر «دنو » بدانیم ، به معنى نزدیکتر است


    قیامه : مصدر قام، تاء آن تاء وحدت، به معنى بپا خاستن.


    یوم القیامه:  روز قیامت،  روزى که مردگان از قبر برخیزند.


    وکیل: نگاهبان . جانشین . کارساز و مدبر . از اسماء الحسنى و از نامهاى خداوند متعال است به معنى متصدى سامان بخشیدن به امور بندگان و یا به معنى ملجأ و پناهگاه است .


    کفى‏: کافى است.


    بر فرض که شما در دنیا از گناهکاری طرفدارى کردید و او را تبرئه کردید و گناهی را به گردن دیگری انداختید،(حتی با مدرک و شواهد محکم ظاهری و محکمه پسند!!!) اما فرداى قیامت که یوم تبلی السرائر است کیست آنها را تبرئه کند و طرفدارى نماید آیا کسى هست که کفایت کند آنها را و وکالت نماید براى آنها ؟


    البته نیست و نخواهد بود و عمل هر کسى بر روی دوش خود او است...



    حتی اگر گناهکاران تبرئه شوند و رسوا نگردند و خیانت آنها کشف نشود، در نظر مسلمانان که مأمور به ظاهر هستند، مثل حکم به اسلام منافق یا به عدالت فاسق، همین چهار روز دنیاست ..
    اما در قیامت، در محکمه عدل الهى که خداوند مطلع بر باطن همه هست، حتی باطن افراد هم نشان داده میشود و تمام اهل محشر مشاهده میکنند... "یوم تبلى السرائر" کسى نیست که در آن محکمه برای آنان مجادله و از آنها دفاع کند و آنها را تبرئه نماید! و همچنین کسى نیست که عهده دار آنها شود و آنها را از عذاب خیانت نجات دهد ...


    این آیه تنبیه افراد متقلب و حیله باز و مکار است که هر نوع تقلبى و مکر و حیله ای که داشته باشند در نهایت فائده در همین عالم دنیا برایشان کارساز است! و تمام اینها فرداى قیامت رسوا خواهند شد مگر اینکه توبه کنند و حقوق ذوى الحقوق را رد کنند و خداوند ستار العیوب عیوب آنها را مخفى میفرماید..



    سوره نساء -  آیه 132


    وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکِیلاً  132


    براى خداست آنچه در آسمانها و زمین است و کافى است که خداوند، حافظ و نگاهبان آنها باشد. (132)


    در آیه  132 سوره نساء خداوند برای توجه دادن انسان به خالق هستی میفرماید: هر چه هست از خدا و ملک او است، و چگونه  تصور مى‏شود که کسى نیازمند باشد به چیزی که مال او و مخصوص او و از هر جهت در تحت اختیار او است؟؟؟


    و از لوازم ایمان و تصدیق به صفات پروردگار توکل است به این که اهل ایمان درباره تدبیر امور زندگى خود به پروردگار اعتماد داشته و به وى واگذار نمایند و او را وکیل و زمامدار مصالح خود بدانند و احتیاجات خودشان را از او درخواست نمایند و هرگز حاجتى را از غیر او نخواهند.




    و این نیرو از لوازم خداشناسى و داراى تاثیر طبیعی است از نظر اینکه تصمیم شخص توام با سعى و کوشش گردد و بر حسب نظم جهان خواسته خود را طریق اسباب به دست آورد و مانع آنرا برطرف کند و براى رسیدن به مقاصد شخصى و یا عمومى که به وسایل طبیعی اقدام مینماید نیروى حیات و تاثیر هر یک از علل را در معلولها از پروردگار بداند.


    یعنى اعتقاد و ایمان به این که تدبیر امور بر محور اراده و مشیت خداوند است و هیچ یک از موجودات به طور مستقل موثر نخواهند بود بلکه تأثیر آنها ظهورى از مشیت پروردگار است.و نیز داراى تاثیر روانى است به لحاظ اینکه تصمیم و کوشش خود را پرتوى از خواست پروردگار بداند و به پشتوانى او خود را براى رسیدن بمقاصد مجهز کند و چنانچه نیروى توکل در انسان استقرار یابد خواسته او که ظهورى از مشیت و تدبیر پروردگار درباره امور او است به طور حتم تحقق خواهد یافت و بر حسب آیه " وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ "( سوره طلاق – آیه 3 ) وعده فرموده که هر که تدبیر و زمام امور خود را به خداوند واگذار کند مصالح او را تأمین خواهد فرمود.
    پس بهترین تدبیرها در دست اوست و بزرگترین قدرتهای دنیوی هم توانایی ذره ای مقابله با حکم او را ندارند، پس از او بخواهیم و بر او توکل کنیم که تنها خالق ماست و مخلوق را به واسطه قرآن و پیامبر رحمت(ص) و عترت او ، به سوی نیکی ها و بهترین فرجام رهنمون ساخته است و بهترین پناهگاه و نگاهدار ماست...



    در نهایت از همه دوستان خوبم به علت خلف وعده عذرخواهی میکنم...




  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: چهارشنبه 87/6/27::: ساعت 4:54 عصر

     أَهْلَ الْکِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّهِ وَکَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْیَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَیْرًا لَّکُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَات وَمَا فِی الأَرْضِ وَکَفَى بِاللّهِ وَکِیلًا (171)


    اى اهل کتاب در دین خود غلو مکنید و در باره خدا جز [سخن] درست مگویید مسیح عیسى بن مریم فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوى مریم افکنده و روحى از جانب اوست پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید [خدا] سه‏گانه است باز ایستید که براى شما بهتر است‏خدا فقط معبودى یگانه است منزه از آن است که براى او فرزندى باشد آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و خداوند بس کارساز است (171) نساء


     


    غلو :غلو کردن ،یکباره زیاد شدن ، یکباره گران شدن ،‏مبالغه کردن ،‏اخرین حد پرتاب


    حق :‏حقش ر ااز او گرفت ،‏مطلب یا کار را ثابت کرد ، گره زد یا گره را محکم کرد ، کار لازم واجب شده


    کلمه : سخن ، حروف معنی دار ، خطبه ، قصیده ، مخلوق ،‏حضرت عیسی


    روح : جان ، روان ، خون یافتن ، وحی ، حکم ، امر خداوند ، فرشته


    مفاهیم مهم و قابل توجه در آیه


    1- ارتباط صفات اکتسابی با توکل


    - غلو - دروغ ( عدم صداقت ) خودخواهی


    2 - ارتباط شرک و توحید با توکل


    3- ارتباط نبوت با توکل


    عیسویان در دین خود مبالغه کردند که این نه به دلیل خود دین بود بلکه به دلیل حس برتری جویی خویش بود بر دیگران ، غلبه نفس بر دین به اسم دین به اسم پیامبر به اسم خدا که این غلو خودخواهی جایی که خدا حذف شود و نفس غلبه یابد به شرک منتهی می شود و در هیچ وجودی شرک وتوکل جمع نخواهد شد .


    غلو درهر  امری حتی دین انسان ر ابه جایی می کشاند که کس یا کسانی را در کنار خداوند قرار می دهیم واین نه تنها مخصوص اهل کتاب است که هر گاه در امری به غلو رسیدیم به دروغ می رسیم و شرک ، شرک خفیه ایی که روزانه در کنار ما است .


    هر گناهی نشانه عدم اعتماد به واحد سبحانی است که ما را وادار می کند به کس یا کسان دیگری پناهنده شویم پس گناه خود شرک است و شرک با توکل یک جا جمع نمی شود ، گناه که به اختیا ما کسب می شود ما را از رسیدن به وسعت توکل باز می دارد آدم متوکل به قدرت واحد مطلق ایمان دارد و در این راه نیازی برای شرک نمی یابد


    واما چرا شرک در باب حضرت عیسی ؟‏خلقت حضرت عیسی از اسباب وعلل معمول خار ج بود و این باعث شد عده ایی با علم وبی حکت کلام را از کلام خود پیامبر فراتر نهند و بگویند عیسی برتر از مخلوق است ولی چرا دقت نمی کنیم که خلقت مسیج چون خلقت حضرت ادم است ولی ما بنده اش می خوانیم ،همان طور که خداوند فرموده مسیح کلمه وروح خد ااست یکی از معانی (کلمه) مخلوق است ویکی از معانی (روح) حکم وامر خدا است که مسیح جز مخلوق وامر خدا نیست که نمادی است بر قدرت خدا .ایمان به مخلوق بودن مسیح ایمان به وحدانیت خدا است که با هیچ کس شریک نیست وسبحان است و قادر .


    پشتوانه توکل در این ایه چند چیز است که توکل بر انها تکیه می کند و خود(توکل) تکیه گاه انان است


    1- اعتقاد به توحید ( عدم شرک )


    2- اعتقاد به نبوت عیسی(ع) که از اصل توحید نشات می گیرد


    3- عدم شرک


    4- عدم صفات رذیله انسانی مثل غلو - دروغ - خود خواهی و...


    5- ایمان به قدرتی که ماورای او چیزی نیست وتا هست انسان نیازمند نمی شود .



  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: یکشنبه 87/6/10::: ساعت 10:31 صبح

    <   <<   26   27   28   29   30   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ