در خوارى دنیا نزد خدا بس که جز در دنیا نافرمانى او نکنند و جز با وانهادن دنیا به پاداشى که نزد خداست نرسند . [نهج البلاغه]
نُّورٌ عَلَى نُورٍ (یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء)

بسم الله الرّحمن الرّحیم


 


آیات 1 و2 و3 4و 5 و6 و7  سوره طور


 


 وَالطُّورِ (1) وَکِتَابٍ مَّسْطُورٍ (2) فِی رَقٍّ مَّنشُورٍ (3) وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ (4) وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ (5) وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ (6)


سوگند به کوه طور،  «1»   و کتابى که نوشته شده‏،  «2»   در صفحه‏اى گسترده‏،  «3»   و سوگند به (بیت المعمور)،  «4»   و سقف برافراشته‏،  «5»   و دریاى مملوّ و برافروخته‏،  «6»  


 


واژگان آیات :


طور :  ساحت خانه ؛ کوه ؛ شبه جزیره سینا


مسطور : نوشته  ؛ نوشته شده


رّق : بنده شدن ؛ دربندگی ماندن ؛ هر چیز رقیق و نازک ؛ پوست نازک که روی آن بنویسند ؛ برگ درخت


منشور : اعلامیه ؛ فرمان ؛ فرمان پادشاهی  ؛ نامه سر گشاده


بیت : خانه ؛ بیوت جمع آن  ؛ دو مصرع ازیک شعر


معمور : تعمیر شده ؛ آباد شده ؛ آبادان


سقف : پوشش روی خانه ؛ بام


مرفوع : برداشته شده ؛ بلابرده شده ؛ حدیث مرفوع ( در اصطلاح محدثین حدیثی است که در سلسله به پیامبر برسد )


بحر : دریا ؛ وزن شعر ؛ مقیاس اوزان عروضی


مسجور :  پر و لبالب از آب ؛ دریایی پر از آب ؛ شیری که در آ، آب زیاد ریخته باشند ؛ مروارید به رشته کشیده شده


 


 


در این پست دو نوع قسم که خداوند یاد کرده است را یاد آور می شویم 1-  قسم های قرآن به آیات و نشانه های خداوندی 2- قسم به کتاب نازل با ویژگیهای خودش .


 بین این دو نوع قسم باید رابطه هایی  منطقی وجود داشته باشد که این دو نوع قسم با هم آورده شده است . هم چنین از ترجمه لغات و واژگان آیات نیز اینگونه بر می آید که بایدآن  ربط منطقی  وجود داشته باشد .


 طور سینا نیز مانند غار حرا مهبط وحی خداوند بوده است بر حضرت موسی این کوه با صلابت وقتی بنا به تعبیر قرآن نتوانست بار امانت الهی را بکشد جایگاهی شد برای شنیدن بزرگترین رازهای هستی در کتابی مسطور و نوشته شده ؛ این کتاب که یاد آور پاک ترین انسانهای روی زمین با عنوان ( پیامبران ) الهی می باشد که در جایگاهی رفیع و بلند مانند کوه بر این وجود های نازنین هستی نازل شده است تا ما را بر این مطلب وا دارد که باید این مرتبه بلند انسانیت را در رفیع ترین درجاتش پذیرا باشیم .


 حکم و سنّدیت نوشتار همواره اثبات شده است و برای محکم بودن این کتاب آنرا کتابی مسطور و نوشته شده نامبرده است تا خدشه ای برای ذهنیت کسی باقی نگذارد  ؛ و این نوشتار را باید به وسیله کتابت و مسطوری یعنی  با قلم بر پوست نازک  و یا برگ درخت بنگارند تا صلابت این کتاب جاودانه بماند  ؛ تا این اعلامیه و فرمان و منشور الهی که نامه سر گشاده ای برای بشریت است و منشوری برای هدایت در دسترس همگان قرار بگیرد .


 بنظر می رسد قسم های قرآن به این واژگان از این جهت است که بیان کند با زبان خودتان جهت هدایتتان اقدام نموده ام  اگر کسی زبان خویش را نفهمد این دیگرگناهی است نا بخشودنی و باید پذیرفت که  کاهلی  از صاحب خانه است .


 برای جمع آوری این مردم با رنگ و زبان و عقاید مختلف پیرامون (  بیتی آباد شده ) لازم است که همه در هر کجا که هستند به آن نقطه توجه داشته باشند آن نقطه زادگاه گرامی ترین انسانهای روی زمین و قبله گاه همه مردم است .


 اصل ؛ ظرافت های روحی شخص پیامبر  است که روی به آن منزل دارد و در دل همه زندگانی میکند و با مردم است و از مردم است و مانند آنان در بیوت کاهگلی زندگی می کند و با آنان در سوق و بازار می گردد و مانند آنان بشری است با توانایی های هر انسان دیگری .


 مزیت این بیت در انسانی که آنرا برای اتحاد و وحدت مردم بر گزیده است و از آن بیت و روی آوردن به آن ؛  محلی برای رسیدن به کتابی که موزون و هماهنگ با جهان هستی است و تا عرش خدا بالا رفته است  و رسیدن به سقف مرفوعی که  خدا  صاحب  آن می باشد.را نوید می دهد .


 و حدیث مرفوعی را یاد آوری میکند که در سلسله روات باید به پیامبری که همه این بلندی را به انسان هدیه نموده است اتکا نماید  .


و اما بحر مسجور؛  که تعبیر به قرآن است و غنای معنوی در این دو واژه  از یک طرف و تعبیر  دریا و عظمت و پر بودن از زلال آب و از طرفی لبالب بودن این دریا از همه و همه موزونی و آهنگین بودن کتاب را معرفی میکند و  چون اوزان شعری و قیاس اوزان عروضی کتاب که ساختاری ادبی غنی دارد و از طرفی هم مانند مروارید گرانمایه ای که به رشته کشیده شده باشند  ؛ تمام این تعابیر در مورد کتاب خدا روانی و سیالی این کتاب را برای هر خواننده ای  به ارمغان می آورد .


 توجه به واژگان قرآنی انسان را در حرکات زمینی و زیستنی موزون و آهنگین بی هیچ کم و کاستی وا می دارد خوشا آنان که مستانه و لبریز و شکوفا با این کتاب تا عرش خدا می روند و از تن دادن به این دنیای خاکی می رهند و در سیر مرفوع خویش از بیتی معمور با کتابی منشور از طوری سینا به او می نگرند و خاک را به هیچ می انگارند و از آن کتاب  جدا نمی شوند این است قسم هایی که به سنگینی همه کائنات در قرآن یاد می شود برای تنبه نوع بشر  





  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: شنبه 87/3/4::: ساعت 9:53 صبح

    بسم الله الرحمن الرحیم


    آیات 1 و2 و3  سوره لیل  


    وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَى‏ (1) قسم به شب تار هنگامی که جهان را در پرده سیاهی بپوشاند


    وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى‏ (2) قسم به روز که عالم را به ظهور خود روشن کند


    وَمَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى‏ (3) قسم به مخلوقات خدا که همه  نر وماده هستند


     تا این قسمت آیه اشاره به قسم های خداوند شده است که عبارت است از شب ، روز ، مونث ومذکر ... در باب  قسم توجه به این نکته ضروری است که هر کس به ارزشمندترین چیزها سوگند می خورد و خداوند هم حتما به بهترین و ارزشمند ترین چیزها سوگند یاد نموده است ... شب  و روز ، که چندین بار مورد قسم خدا بوده است ولی از جالبترین نکات سوگندها ،این است که هر سوگند در باب شب وروز با دیگری فرق می کند ... شب وروز کلیتی است که خداوند به کلیت تنها سوگند یاد نکرده بلکه جز های این کلیت نیز به قدری عظیم است که خداوند به آنها سوگند می خورد بر این اساس تا اندازه ای مفهوم آیه ائی که خدا می فرماید اگر همه دریاها مرکب شوند وهمه درختها قلم نمی توانند در باب خلقت خدا بنگارند پی می بریم  ... و مونث ومذکر اصل زوجیتی که در تمام موجودات وجود دارد اصلی که هنوز علم به عمق ان دست پیدا نکرده  1- توجه به اجزای افرینش ،  مثل توجه به زمانهای خاص که در این زمانی  منظور است  که  پرده شب جهان را می پوشاند ( زمان ابتدای شب ) و قسم به ابتدای روز که جهان روشن می شود ...در واقع توجه به زمان و اجزا تذکر دادده شده است ثانیه ، دقیقه ، ساعت ، سال ، قرن که در هر قسمتی از آن تقدیری نوشته می شود اصلا تولد هر انسان تقدیری از جانب خدا که به احسن ترین حالها مقرر می گردد 2- اهمیت مونث و مذکر در نزد خدا ( زوج )


    و اما خداوند این سوگندها را در باب چه مهمی بیان نمودند ؟


    که سعی وکوشش شما مردم بسیار مختلف است( تفاوت انسانها) إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى‏(4) علت این ختلاف؟  آیات بعد اشاره می کند انسانها به دو گروه تقسیم می شوند.فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى‏ وَاتَّقَى‏ (5) وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى‏ (6) فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى‏ (7) وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى‏ (8) وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى‏ (9) فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى‏ (10)


     گروه اول که به نیکوئی تصدیق کردند ( عمل خیر ) وگروهی که نیکوئی را تکذیب کردند ( عمل شر ) نتیجه : گروه اول آسانی عمل در کارها و گروه دوم سختی عمل در کارها


    یک معادله بسیار ساده : حضور انسان در دنیا، سپس کوشش او در عمل و نتیجه این عمل = اختیار


    انسانها بر حسب کوشش به نتیجه مختلف می رسند


    اگر اختیار نبود آیا اولا کوشش متفاوت معنی داشت ؟ و آیا نتیجه متفاوت که خداوند برای رسیدن به آن قسم یاد کرده معنی می یافت ؟‌به آیات دقت کنیم ... خداوند فرموده کارها نفرموده در دنیا یا در آخرت ... پس هر عمل بد باعث سختی در کارها می شود چه دنیوی چه آخروی ...


    تعریف تقدیر بر اساس آیات بالا : خداوند تمام عناصر را از جمله پیدایش شب و روز وزوجیت و میوه و... مسخر انسان ساخته وهمه وسایل هدایت را نیز برای او فراهم ساخته مثل وجود بی نظیر پیامبران ،وحی کتاب و... حال انسان با توجه به این داشته ها واین دنیای نورانی هدایت یکی از دو مسیر ضلالت یا هدایت را انتخاب می کند ... وبا این داشته ها نعمت اختیار به او هدیه شده ومی تواند هر کدام را برگزیند


    به مثال توجه کنیم خداوند در تقدیر فردی 60 سال عمر در نظر گرفته است این فرد با اختیار سوار ماشینی می شود و درحالت مستی رانندگی می کند و بر اساس این عمل اختیارانه تصادف می کند و می میرد ... این مثال رابطه اختیار وتقدیر خداوند را به وضوح روشن می کند ... در روز عاشورا هر دو گروه در شب قدر خود با اختیار یکی از دو راه را انتخاب نمودند و با اختیار خود به تقدیر معنا دادند ... هر شب و روز و هر ساعت و ثانیه می تواند برای انسان شب وروز قدر باشد بنابراین ساده گذشتن از زمان وفرصت ها براری رسیدن به هدف می تواند تاوان جبران ناپذیری به همراه داشته باشد


    سوال : پس همه بیماریها و نداشتن ها به دلیل سعی و تلاش خیر وشر ما است ... بله این آیه بی هیچ تعارفی با انسان همه سختی وراحتی درزندگی را به اعمال انسان مربوط می داند .


    بسم الله الّرحمن الّرحیم


    آیات 1و 2 و3  سوره تین


    وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ (1) قسم به تین وزیتون َطُورِ سِینِینَ (2) قسم به طور سینا وَهذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ (3) قسم به این سرزمین امن


    موارد قسم : تین و زیتون – طور سینا – مکه


    توجه به آفرینش طبیعت – توجه به شهری که مورد تکریم است ( تکریم این شهر به دلیل وجود پیامبران به خصوص پیامبر اکرم بوده ) هر شهری که انسان شایسته ائی در آن باشد قابل ارزش است و موجب سوگند خدا و باید حرمت آنها را نگه داشت ...


    علت قسم : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ (4) انسان را در مقام احسن تقویم (نیکوترین مراتب ) آفرید


    ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ (5) سپس به برگردانیدیم به اسفل السافلین


    إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (6) مگر کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند که برای انها اجر دائمی است


     انسان در بهترین مقام آفریده شده است ... ولی به اسفل السافلین رسید ...چرا ؟ مگر کسانی که ایمان اوردند وعمل صالح انجام دادند


    اختیار = احسن تقویم انسان + ایمان و عمل صالح یا +عمل غیر صالحه و اسفل السافلین


    این احسن تقویم تقدیر انسان است ، خود انسان در بهترین مراتب است همه چیز برای او خلق شده حالا خود سازنده تقدیر اسفل السافلین یا اجر غیر ممنون می شود . هر انسانی قدر خود را خود تعیین می کند .در این باره هم خدا به هیچ موجودی ستم نمی کند ( ظلمت نفسی )


    همه قرآن و همه آیات آن سندی است غیر قابل انکار بر اختیار انسان ، عدل ملکه جاریه در همه هستی است و آیا عدل با جبر قابل تعریف است ؟


     


     




  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: شنبه 87/3/4::: ساعت 9:52 صبح

    بسم الله الرّحمن الرّحیم 


     


    آیه 97 سوره شعراء


    تَاللَّهِ إِن کُنَّا لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ (97)


    به خدا سوگند که ما در گمراهى آشکارى بودیم‏،  «97»


     


    نوع قسم با حرف ( تا ) می باشد که در این نوع قسم فقط با اسم جلاله ( الله ) آورده می شود و این نوع قسم یاد کردن دارای کفاره می باشد که باید پرداخت شود، و قسم در این آیه به گذشته سیاه بوده و شامل همه گناهکاران می باشد و همه به خداوند برای نوع گناهشان قسم میخورند و این گمراهی با اقرار خودشان است هم چنانکه در روایت داریم زبان انسان جزو شاهدان رو ز قیامت است .


    در آیه شریفه به ماهیتهای روز قیامت اشاره هایی خواهیم داشت تا قسم در آیه مشخص گردد این ماهیتها از روز قیامت چرایی و یا علیت قسم را مشخص می نماید .


     


     1-  ماهیت روز قیامت اینچنین است که کسی نمی تواند دروغ بگوید چون در محضر خداست و حضور مستقیم خداوند حاضر و ناظر است ، برای همین هست که عالم آخرت یک عالم حقیقی و زلال و صادق است ، و کسی جرات دروغ گفتن ندارد چون همه در قیامت راستگو هستند حتی بد کاران و گنهکاران ولی آنها انتظار عذاب رفتارهای دنیایی خودشان را می کشند که این خود نوعی عذاب است .


     


    2-  ماهیت روز قیامت جاودانگی است و پوسیدن و فنا شدن در آن راهی ندارد به این جهت است که  هم نعمتهای آن و هم عذاب آن جاودانه است و هیچ انسان عاقلی یک حیات ابدی را به یک زندگی چند روزه دنیایی نمی فروشد و این صداقت او نیز از این جهت ناشی میگردد که دنبال مرحمت پروردگار بوده که شاید بخشیده شود زیرا فضای آخرت یک فضای روشن و شفاف است


     


    3-  ماهیت  قیامت و آخرت چون یک واقعیت محض است بر این اساس است که حتی گاه بدکاران نیز قسم را به پاکی و نور خداوند یاد می کنند هر چند که خود خداوند هم قسم یاد نموده است به زبان دیگر می توان گفت ماهیت آخرت مانند نور است و پاکی ، که حتی گناهکاران نیز با تن زدن به این آیینه و اقرار و قسم می خواهند خود را با پاکی آن شستشو دهند احمقانه است اگر کور کورانه در این دنیا رفتار نموده و آخرت را به دنیا بفروشیم  و به بهای ناچیزی دنیای فانی و گذرا را با متاع ارزشمند آخرت عوض نمیاییم ، دیدن این همه خوبی ، انسانهای گناهکار را نیز به قسم برای هم مسلکان خویش وا می دارد .


     


    4-  ماهیت قیامت چنان است که شناخت کامل از دین و خداوند مهربان را مهیا می نماید و هیچکس عذری برای غفلت ندارد که ادعای اغواهای شیطان را نماید و شیطان روز مرگش قیامت است یعنی زمانی که همه مردم پیدا و برانگیخته شوند ، تازه شیطان به مرگ خویش می رسد ، آیا قیامت و آخرت پایان کار شیطان است ؟ و برای او نیز روز جزایی خواهد بود !؟ قطعا با فرصتی که خداوند به او داده است باید این روز را برای شیطان متصّور شد و یا شاید هم به گناهان او همچون همه مردم در قیامت رسیدگی می شود .


    راستی عذاب شیطان که باعث اغوای نوع بشر گردیده چه خواهد بود ؟ و آیا تصور عذاب شیطان قابل تصور است ؟ برای قسم های شیطان که در محضر خدا یاد کرده برای انحراف نوع بشر چه نوع عذابی است ؟


     


     5-  ماهیت قیامت ازنظر ادبیلت مانند (( جمله حالیه )) است و گذشته هر کسی بررسی و برای میزان عذاب مشخص اما آینده در قیامت به جهت کلی مفهومی ندارد در زمانی که ما از جاودانه بودن این روز سخن به میان می آوریم آینده در آن زمان نا معلومی است که اتفاق افتادنش مشخص نیست و بر این اساس است که وعده های خداوندی و پیامبر عظیم الشان و امامان معصوم نقش می بندد وعده های خداوند حکایت از مصداق های عینی قیامت می باشد .


    با بررسی این ماهیت ها، نوع قسم و یا حرف قسم و قسم یاد شده و علت آن بررسی گردید باشد که انشالله ذخیره قبر و قیامت همه ما باشد



  • کلمات کلیدی :
  • مرزلن ::: شنبه 87/3/4::: ساعت 9:52 صبح

    <   <<   36   37   38   39   40   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ