اِلّا عِبادَکَ مِنْهُم ُ الْمُخْلَصین َ ( 40 )
ابلیس گفت : پروردگارا ! به سبب آنکه مرا گمراه ساختی من هم در زمین بدی را برایشان می آرایم و همه را گمراه می سازم ( 39 ) مگر بندگان مخلَص تو را از میان آنان ( 40 ) حجر
مخلَص : کسی که خدا او را برای خود خالص ساخته است وقتی با اخلاص ( یعنی بانیّت فقط برای خدا و فقط قرب به خدا ) در مقابل اوامر الهی تسلیم باشیم و تعظیم کنیم وفرمان خدا را ارجع بر منافع شخصی بدانیم ( به خاطر اعتقاد و باور راسخ به مبرا بودن خداوند از هر کمو کاست و ضعفی ) ، امیال و هوسها و شهوات و لذایذ و ... در مقابل چشمانمان بی رنگ و بی ارزش میشوند و ما در مبارزه با نفسمان به با ارزشترین و بهترین و زیباترین وعظیم ترین و پرقدرت ترین و کاملترین مقام ( نزد خداوند) و ( غیر قابل نفوذ ترین ومنفورترین صفت اخلاقی بنده خوب خدا نزد شیطان ) نائل میشویم .
نتیجه اخلاص در نیّت و عمل بنده مؤمن اینست : که خداوند دل آن بنده را برای خود خالص میگرداند . یعنی جز خداوندمتعال هیچ کس دیگری هیچ سهم و قسمت و بهره ای از او، و وجودش نداشته باشد .
الهی !!! این همه عظمت فقط در یک واژه الله اکبر خداوند چه عزّت و عظمتی به بنده خالصش عطا میکند که شیطان صراحتاً خود را در مقابل او ناتوان و ناچیزمیبیند . خوشا به حال دل ها ی خالص و صاف و بی آلایش ، که فقط صفات زیبا و پسندیده را در خود جای داده اند و در قلب و روحشان به روی هر چه غیر خداست بسته شده است .
اخلاص ، مخلَص ، خلوص ( زیباترین و شورانگیزترین واژه هایی که اگر تمام عمر هم در این واژهای لطیف و ظریف تفکر و توجّه کنیم باز هم نمیتوانیم به توصیف زیبایی ها و اسرار این واژه وصف ناپذیر بپردازیم و به درستی درکش کنیم)
الها توفیق درک و نائل آمدن به این مقام و منزلت نزد خودت را به شایسته ترین بندگانت عنایت بفرما . الهی آمین آمین
روزنه های امید شیطان :
شیطان با این سخنان به نوعی به تحریک انسان های کوته بین هم پرداخته و ذهن آنها را از حقیقت و واقعیت منحرف ساخته است . انسان کوته بین میگوید:
مگرهمه بنده خدا نیستند ؟ مگر خدا بین بنده ها تبعیض قائل میشود ؟ مگر همه نزد خداوند برابرو یکسان نیستند ؟ ( از نظر حقوق انسانی ) اما نکته اینست : همانطور که شیطان ، خودش گرفتار مرض غرور و خود برتر بینی شد و خود ، راه گمراهی و باطل را برگزید که بعضی بندگان از روی جهل و نادانی ویا به خاطر هوسران بودن وکوته فکری و کوته بینی و نداشتن نیت خالص برای ارتباط با خداوند ، خودشان ، خودشان را گرفتار گناه وهمنشینی با شیطان میکند ودست به دامن ناپاک شیطان میآلایند و دل را به این وسیله از ایمان وتقوا تهی میکنند و به زشت ترین و بدترین زینتهای زودگذر دنیوی ، که شیطان خود آن زشتی ها را برای انسان آراسته، غرّه میشوند و دل خوش میکنند . و از رحمت وجود یاد خدا و عطش عشق الهی محروم میشوند ، روح اخلاص ، دل را از قید و بندهای دنیوی رهایی میبخشد و وجود انسان را از شر شیطان لعین محفوظ میداردچون خدا روح او را تعالی میبخشد وبرای خودش خالص و خدایی میکند .
زینتها و لذ ّات زودگذر وفریبنده دنیوی ( مال ، جان، مقام ، هوا و هوس و ...) دل ضعیف النفس را به راحتی زیر و رو میکند و نیّت و هدف ناب و نهایی زندگی را از وجود آنها بی رحمانه بیرون میکشد و اهداف مادی و بی ارزش را جایگزین میکند و او را با خود به قعر زشتیها و ناپاکی ها و گناه میبرد .
شیطان رانده شده از هر فرصتی ، حتی لحظه ای شک و تردید یا کوچکترین لغزشی برای فریفتن و گمراهی انسان بهره میبرد . مانند یک دزد وارد خانه دلمان میشود و هست و نیستمان از ایمان و تقوی را از ما غارت میکند ، در حالیکه ما درحالیکه ما در عالم بی خبری به سر میبریم .
دزد میآید نهان در مسکنم گویدم که پاسبانی میکنم
خودخواهی ، زیاده خواهی ( حرص و طمع ) ، ریاکاری ، تظاهر و خود نمایی ، تکبر ، منفعت طلبی شخصی ، دروغگویی، جهل و نادانی ، حسادت ، دورویی و ... هر کدام از این خصوصیات و رذائل اخلاقی ، حتی اگر یکی از اینها در درون انسان وجود داشته باشد در آن دل دیگر جایی برای اخلاص نیست . اینها دستاویز شیطان لعین هستند برای گمراه کردن بنده های خداوند .
لعنت و نفرین بر شیطان
بسم الله الرحمن الرحیم
آیات 139 بقره و 51 مریم و هم چنین 37 ؛ 71 ؛ 72 ؛ 128 ؛ صافات
قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِی اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ (139)
وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ کَانَ مُخْلَصاً وَکَانَ رَسُولاً نَّبِیّاً (51)
بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِینَ (37)
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ (71) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِیهِم مُّنذِرِینَ (72)
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ (128)
هر آنچه که بر خلوص ذاتی خویش رسیده باشد (( زیبا ترین و با ارزش ترین )) در جهان هستی خواهد بود
· در آیه 139 سوره بقره:
خ خداوند اثبات وجود خود که به توحید ختم می شود را توسط نبی و پیامبر خویش ابلاغ می کند یعنی وجود پیامبر که خود اصلی از اصول دین است برای اثبات توحید مدعی است و در پایان آیه چنین بیان میدارد که ما هستیم وقتی که خدا را به یکتایی شناخته و او را از روی اخلاص پرستش می کینم ، این به یکنایی شناختن فقط از طریق رسل خود خداوند میسر است زیرا که پیامبر خالص ترین وجود می باشد ، و با تمسک بر نبوت نبی با اخلاص از زمین نباشد شناخت خداوند یکتا به اندازه کافی میسر نمی شود و کفایت شناخت خدا در کفایت شناخت نبوت است .
و اما در آیه 51 سوره مریم :
از جریان خود نبوت استفاده کرده و اثبات نبوت را با خود نبوت بیان کرده است ، در این آیه متذکر آن می شود که یاد کن در کتاب خویش که بسیار بنده با اخلاص و رسولی بزرگ بود ، این بزرگی برای رسول خود یعنی حضرت موسی از کدام تاحیه سر چشمه گرفته بود ؟ بنظر می رسد از شناخت حضرت موسی از عوامل ظلم و ستم در جامعه بوده باشد زیرا که خود او در دستگاه ظلم فرعونیان بزرگ شده و خداوند او را برای شناختن کامل ظلم در دستگاه فرعون رشد می کند ، اما در دامن مادر خویش این تقدیر رقم می خوره برای پیامبر و رسول و نبی خداوندی است که تو را در این آیه به رسول بزرگ نامبرده است و او برای رسول و نبی شدن راهی جز مخلص شدن در برابر خدا در پیش رو ندارد ، زیرا که خداوند او را برای خویش خالص کرده است و غیر از خدا کسی در او نصیبی ندارد ، نه در خود او و نه در عمل او غیر از خدا هیچکس نیست چنین انسانی است که مخلص است و می تواند در دستگاه جبار فرعون حتی بزرگ شود ، و کسی که به چنین مقامی رسیده باشد از خطر انحراف و آلودگی مصون خواهد بود و او هم خدا را در قالب صدا و خواب درک می کرده که (( نبی )) بوده و هم با فرشته همکلام می شده زیرا که (( رسول )) خداوند بوده است .
و اما آیات سوره صافات :
در بحث اثبات اخلاص در فرستادگان خدا از کلام صدق خداوند برای اثبات نبوت استفاده کرده را میتوانیم چنین بر داشتی را داشته باشیم که وقتی پیامبر را شاعر و مجنون ( به این و واژه دقیق نگاه کنیم ) صرف نظر از نگاه احمقانه مردم نسبت به پیامبر این جماعت نبوت را از کلام خودشان که به پیامبر اطلاق می کردند اثبات می کنند اما خودشان نمیدانند که با کلام صدق و قرآن و اخلاص پیامبر چنین امری را انجام می دهند وقتی پیامبر را شاعر خطاب می کنند مبنی بر این است که این کتاب بسیار موزون و دارای سخنان نافذ می باشد این اعتراف ضمنی تایید رسول قبلی است و امر تازه ای نمی باشد بلکه تایید رسالت هزاران نبی بوده که ماموریت هدایت مردم را داشته اند .
و اگر پیامبر را مجنون خطاب می کردند نیز تلویحا به استقامت پیامبر در همرنگ نشدن با جماعت مردم است .
زیبا ترین عنصر خالص دنیا که دلربا ترین آنها نیز هست ( کربن ) است که ( سنگ جواهری ) گرانبهاست بنانم الماس لذا هر چه وجود از نا پاکی ، نادرستی و نا صافی به دور باشد همانا سره تر و خالص تر خواهد شد هم چون عناصر جهان هستی و زیبا ترین لحظه های ( وصل ) خمیدن و دو تا شدن قادری است که خالصترین موجود هستی است .
نتیجه منطقی این نوشتار چنین است که برای رسیدن و اثبات نبوت و توحید و در نهایت کلام صدق خداوند مسیری تدارک دیده شده از طرف خداوند که به این شرح است
اثبات توحید توسط خود خداوند از نبوت نبی با امکان وسیله اخلاص
اثبات نبوت نبی وامام توسط خودشان با امکان و وسیله اخلاص
اثبات اخلاص توسط کلام صدق خداوند از زبان نبی و امام
به نام خدا
رابطه توحید و اخلاص (2)
پس از اولین قدم برای رسیدن به اخلاص که یقین قلبی وباور درونی بود، نیازمند راه وروشی برای قدم زدن در مسیر اخلاص هستیم ، مسیر شناخته شده باید خود خالص باشد ، این مسیر چیزی نیست جزالف - دین ، کیش آئین ، روش ، که توسط پیامبران چراغ راه ما شده است ب - فرامین عقلی وفطری که با توجه به آن و اخلاص در آن، بی شک به اصل دین که همانا توحید است خواهیم رسید .فرامین زندگی که توسط پیامبران برای ما فرستاده شده وبه صورت جزء به جزء برای رسیدن به کلیت کامل ونهائی است، باید به صورت جزء هم خالص گردد یعنی تمام رفتارها و نیات به طور جداگانه به خلوص برسد ،باید ذره ذره ناخالصی را ازدرون خویش بیرون بکشیم ( محاسبه کنیم قبل از اینکه محاسبه شویم ) ،نمی شود رودی ناخالص به دریای خالص رسد ،در آیه 3-2 زمر
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّینَ
أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ
ما [این] کتاب را به حق به سوى تو فرود آوردیم پس خدا را در حالى که اعتقاد [خود] را براى او خالصکنندهاى عبادت کن
آگاه باشید آیین پاک از آن خداست و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفتهاند [به این بهانه که] ما آنها را جز براى اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک گردانند نمىپرستیم البته خدا میان آنان در باره آنچه که بر سر آن اختلاف دارند داورى خواهد کرد در قیقتخدا آن کسى را که دروغپرداز ناسپاس است هدایت نمىکند
خداوند می فرمایند دین خالص برای خدا است ( تنها راه خالص به خدا می رسد ) و به بیانی شیوا توجه انسان را به این نکته جلب می کند که عده ائی می گویند ما بتها را وسیله تقرب به خدا انتخاب کرده ایم ، مگر می شود راه ناخالص به یگانگی توحید برسد ؟نمی توانیم به بهانه نیت مخلصانه عمل غیر خالص انجام دهیم ، این بت تنها جمادی نیست که در دوره جاهلیت پرستش می شد هر چیز که سد راه رسیدن ما به اخلاص توحیدی شود اعم از عبادات لذت بخشی که برای نفس انجام می گیرد و زن و فرزند و ... همه بتهائی است که جایگزین خدا شده است و روز جزا خدا در مورد آن حکم می کند. در ایه 14سوره مومن
فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ
پس خدا را پاکدلانه فرا خوانید هر چند ناباوران را ناخوش افتد 14
ازاین موانع به کفر نام برده شده ، بر طبق این کافران سعی دارند از حضور اخلاص در نیات واعمال جلوگیر کنند همان طور که قبلا اشاره شد هر پوشاننده ائی که سبب محو ذره ائی از اخلاص در وجود ادمی شود کفری است که به مبارزه اخلاص برمی خیزد ومانع اخلاص خالصانه نسبت به خدا است ، در ایه 139 بقره
قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِی اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ
بگو آیا درباره خدا با ما بحث و گفتگو مىکنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهاى ما از آن ما و کردارهاى شما از آن شماست و ما براى او اخلاص مىورزیم
خداوند با اشاره به کلمه عمل توجه انسان را به این نکته جلب کرده که نیت خالصی که عمل خالصانه در پی نداشته باشد نیتی غیر توحیدی است که صاحبان آن دروغگوهستند .
انسانی که با یقین قدم در راه دین مخلصانه می نهد مزین به تمامیت اخلاص می شود اینچنین انسانی تمام اعمال ونیتش توحیدی است و در درونش ذره ائی غیر خدا جای ندارد بدین سبب حتی خواندن و خواستن او نیز خدائی می شود ( دعای توحیدی ) چند لحظه به دعا های خود فکر کنیم ؟ چند درصد آن خواستن خدا برای خدا است ؟آیا دعای ما لبریز ازخواستن های ما از خدا برای ما نیست ؟ ما باید برداشته شود تا خدا جایگزین ان شود ( چه ارتباط زیبائی دارد اخلاص با توکل و تسلیم ورضا ) خداوند در آیه 14 مومن
فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ
پس خدا را پاکدلانه فرا خوانید هر چند ناباوران را ناخوش افتد
خدائی خواستن را به ما تذکر می دهد . حال انسانی با یقین ، نیت وعمل خالص و خواستن خدائی داریم، کجای این انسان خالی از خدا است تا گناه جایگزین آن شود ؟ عصمت معصوم برای همین است که به انتهاترین نقطه اخلاص رسیدند در این انسان جائی برای گناه باقی نمی ماند .
سلام بر اهل هدایت
اگر خدا میخواست همه هدایت می شدند
ادامه عناوین هدایت
عناوین هدایت
[عناوین آرشیوشده]
بازدید دیروز: 11
کل بازدید :264811
بررسی آیات صبر در قرآن
بررسی آیات علم در قرآن
بررسی آیات عدل در قرآن
بررسی آیات اخلاص در قرآن
بررسی آیات قسم در قرآن
برسی آیات توکل در قرآن
بررسی آیات حق در قرآن
بررسی آیات هدایت در قرآن

متن قرآن
متن کامل قرآن
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل بیت
دانشنامه موضوعی قران
نمایش کامل قرآن با امکانات جستجو
دسترسی به قرآن
تفسیر المیزان
تفسیر نمونه
قرآن با دو ترجمه
قرآن-حافظ- مولوی-سعدی- شاهنمامه