بسم الله الرّحمن الرّحیم
آیات : 62 آل عمران ، 5 و 93 انعام ، 13 و 21 کهف ، 35 یونس ، 34 مریم ، 3 قصص ، 47 رم ، 3 سجده ، 43 و 48 سباء ، 24 فاطر ، 30 و 34 احقاف
آیات منتخب : 93 انعام ، 24 فاطر ، 35 یونس
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِیَ إِلَیَّ وَلَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِکَةُ بَاسِطُواْ أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَکُنتُمْ عَنْ آیَاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ
إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِیهَا نَذِیرٌ
ما تو را بحق [به سم ت] بشارتگر و هشداردهنده گسیل داشتیم و هیچ امتى نبوده مگر اینکه در آن هشداردهندهاى گذشته است
قُلْ هَلْ مِن شُرَکَآئِکُم مَّن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّی إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ
بگو آیا از شریکان شما کسى هست که به سوى حق رهبرى کند بگو خداست که به سوى حق رهبرى مىکند پس آیا کسى که به سوى حق رهبرى مىکند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که راه نمىنماید مگر آنکه [خود] هدایتشود شما را چه شده چگونه داورى مىکنید
واژگان :
قصص : داستان ، حکایت
نباء : خبرهای مهم
غمره : مصیبتی که انسان را در کار خود فرو می برد
باسط : کسی که دستش را باز کند ، و دستش برای کار خیر باز باشد
لاتمار : گفتگو و جدل مکن
رجما بالغیب : از روی حدس و گمان تیری در تاریکی انداختن
مراء ظاهرا : گفتگوی ظاهری
انک : دروغ ، چیزی که حقیقت ندارد
مفتری (فری ) : به دروغ ساخته شده
قذف : می افکند
هون : خواری و ذلت ، با فتحه هون به معنای : آسانی
در آیه 93 سوره انعام سه نوع علامت گذاری بشکل سئوال شده است که هر کدام بیانگر نوعی ظلم هستند که به بد ترین شکل ممکن این ظلم ها را نشان داده است زیرا این سه نوع ظلم توسط دروغگویی قوم یهود ایجاد می شود که در این رابطه عقل به اندازه ذره ای تردید نمی کند برای همین و برای درک سریع این ظلم آنان را به صورت علامت سئوال طرح نموده و در این توع سئوال که هر کسی به اجبار مجبور به پذیرش حق می شود این اجبار را فطرت زلال به ارمغان می آورد که نا گزیر به پذیرش می شود .
استنباط شخصی من این است که بنظر می رسد حتی منکران خدا ، رایج در قرون گذشته توسط مادیگری و مارکسسیم نیز توسط یهودیت پایه گذاری شده باشد زیرا نص صریح قرآن دلالت بر انکار یهود برای همیشه با توجه به حتی نزول وحی از صدر اسلام تا به اکنون می باشد ، اینک بر می گردیم به سه سئوال اساسی و جدی که در آیه وجود دارد و گفتیم که سه ظلم آشکار را نشان می دهد .
سئوال اول : این است که باید در مقابل قادر متعال خاضع و خاشع بود پس آیا جایز هست که اینگونه بر خدا دروغ ببندیم و برای او شریکانی قرار بدیم ؟ و یا اینکه آیه ای از قرآن را تحریف کرده و تغییر در کلام ایجاد کنیم ؟ که این کار فقط از قوم یهود بر آمده و خود مصداق ( دروغ بستن به خدا ) می باشد .
سئوال دوم : اینکه ادعای پیامبری کردن هست که هر چند که از طرف پروردگار عالم رسالتی نداشته باشد آیا جایز است که چنین ادعایی بکند ؟ و مدعی وحی از طرف پروردگار بشود ؟ که این عمل نیز ( مصداق دعوی نبوت ) می باشد .
سئوال سوم : اینکه ادعا شود که بزودی من نیز آنچه را که خدا نازل کرده نازل خواهم کرد و به این ترتیب قرآن را به استهزاء کشیدن است که این نیز مصداق ( تحقیر و تمسخر از آیات خدا و رسولان ) می باشد .
در مجموع سه ظلم روشن و آشکاری که مورد سئوال قرآن قرار گرفته و تذکر داده شده است در آیه مبارکه به چشم میخورد عبارتند از دروغ بستن به خدا ، دعوی نبوت و استهزاء ایات شریفه می باشد که در صورت اتفاق افتادن این سه ظلم خداوند انسان را به ( عذاب خوار کننده ) نوید می دهد این نوع عذاب به واقع مزد فاش شدن دروغی است که باعث رسوایی شخص شده و به عذاب خوار کننده خداوند تشبیه کردیده است .
و اما آیه 35 سوره یونس که در این آیه اثبات توحید و یگانگی خداوند به همراه اثبات نبوت کسانی است که از طرف حق ماموریت به هدایت حق به عهده آنان گذاشته شده است در آیه به روشنی که همه پیامبران به حق دعوت می کنند چون بیان کردن حق از عهده هر کسی بر نمی آید ، آیا کسانی هستند که ما را به حق و خدا برسانند ؟ و در قالب حرف باقی نمانند ؟ برای اینکار باید او و امتش افراد هدایت شده از طرف حق باشندو الا قادر به هدایت مردم نخواهند بود .
و بعد از آن با پرسشی عجیب انسان را به پاسخی مثبت به درون و قلبش که جایگاه اصلی خداست راهنمایی می کند و انسان در یک حالت تکلیف دار که همه چیز را میداند و نمی تواند انکار کند و این نیز از لطف خدا است که شامل حال انسان می گردد قرار می گیرد ، به ترجمه آیه اگر دقت شود به نوع پرسش پی خواهیم برد .
واضح است کسی که خود هدایت نیافته است از هدایت دیگران عاجز خواهد ماند و این امر نسبی است زیرا شفاعت هم برای همه انسانها نسبی است و کسانی این حرف را به جان خریدار می باشند (( مومن خالص )) نامیده شده بوده و به این سخنان گرایش پیدا می کند ، زیرا هر انسانی با گرایش و قضاوت قلب تمایل به پیروی حق دارد که خود امری است فطری .
بسم الله الرحمن الرحیم
فَاصبرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ وَ لا یَستَخِفَّنَّک الَّذِینَ لا یُوقِنُونَ(60) روم
پس تو صبر کن که وعده خدا درست است ، و آن کسان که یقین ندارند، تو را به سبک سرى وا ندارند (60)
فَاصبرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ فَإِمَّا نُرِیَنَّک بَعْض الَّذِى نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّک فَإِلَیْنَا یُرْجَعُونَ(77) غافر(مومن)
پس تو اى پیامبر!صبر کن که وعده خدا حق است پس چه اینکه در حیات تو پاره اى از عذابهایمان را که وعده داده ایم به ایشان بچشانیم و چه اینکه قبل از نشان دادن تو را قبض روح کنیم در هر حال همه آنان به سوى ما برخواهند گشت (77)
صبر: شکیبایی در برابر ناهمواریها ، ناملایمات و مشکلات . مقاومت و پایداری . خود را از چیزی بازداشتن
وَعد : وعده ، نوید
یوقنون (یَقِن،یَقین):باور کردن ، برطرف کردن شک ، ثابت و واضح ، آشکار ، چیزی که با استدلال بدست آید
یَستَخِفَّنَّک(سخف):کم عقلی ، ضعف عقل،انسان سبک و جلف ، سبکسری
بَعض:پاره ای از چیزی ، جزئی از آن چیز ، بعضی
خداوند متعال میفرمایند: ای پیامبر بر آزار و بی حرمتی ها و ناسزاهای کافران صبر پیشه کن (و عجله ای در درخواست عقوبت آنان نکن) ... صبوراز صفات حق تعالی است (او در عقوبت نافرمانان شتاب نمیکند و با حساب ودرست و دقیق و صد البته به موقع مجازاتشان میکند ) ... مومن میداند که پیشه کردن صبر بر ایمان و یقین او می افزاید ...خداوند بارها از پیامبر گرامی میخواهد که در مقابل این نامهربانیها دل خود را با حمد و ثنای پروردگار و با عبادت او تسلی بخشد ... در واقع آنها قدم در کوی بی حرمتی نهادند اما تو ای پیامبر قدم در کوی دلنشین عبادت بنه .
پیامبر و بنده مومن و خالص خداوند میداند که وعده خداوند حق است و خود صبر حق است پس شکی نیست که اووفادارترین است در وعده اش و قطعاً بهترین یاور پیمبر و بندگان صالحش است .
راه حق چون آفتاب تابان بر روندگان راهش روشن است و فقط ایمان و باور به این راه و شکیبایی درمسیر این راه است که چشم رونده را بینا و روحش را منور میکند ...
صبر بر طاعت صبر امیدواران است که شکیبایی میکنند تا به اُنس خلوت برسند ، صبر از معصیت صبر ترسداران است که شکیبایی مکنند تا به نور عصمت برسند و صبربر بلا صبر دوستداران است که شکیبایی میکنندکه به نور سلامت و حقیقت برسند.انشالله از لطف و مرحمت خداوند ماهم از این فضیلت عظیم بهرهمند شویم .
ماه صبر آمد،ماه جنگ با نفس امّاره ،(نفس خواهنده هوی است در حالیکه دل جایگاه حق است و خواهنده بلاست ، نفس نظرگاه و جایگاه شیطان و رذیلت است ، و دل نظرگاه حق و رحمن و فضیلت ...)ماه مبارک رمضان ماه مبارزه با گناه است که منشا بی عزمی و بی ارادگی است در انجام فرایض دینی و اخلاقی ... حلول این ماه عزیز و عظیم مبارک
خاضعانه التماس دعا دارم و ملتمسانه از شما و خداوند تقاضای عفو تاخیر ...
بسم الله الرّحمن الرّحیم
آیات 112 و 21 و 181 ال عمران ، 155 نساء ، 64 ص
آیات منتخب : 21 آل عمران ، 112 آل عمران
إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَیَقْتُلُونَ الِّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (21)کسانى که به آیات خدا کفر مىورزند و پیامبران را بناحق مىکشند و دادگستران را به قتل مىرسانند آنان را از عذابى دردناک خبر ده (21) ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ مَا ثُقِفُواْ إِلاَّ بِحَبْلٍ مِّنْ اللّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَآؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ الأَنبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذَلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُواْ یَعْتَدُونَ (112)هر کجا یافته شوند به خوارى دچار شدهاند مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم [روند] و به خشمى از خدا گرفتار آمدند و [مهر] بینوایى بر آنان زده شد این بدان سبب بود که به آیات خدا کفر مىورزیدند و پیامبران را بناحق مىکشتند [و نیز] این [عقوبت] به سزاى آن بود که نافرمانى کردند و از اندازه درمىگذرانیدند (112)
واژگان :
قسط : عدل ، داد ، حصه ، مقدار ، یک قسمت از وامی ، ترازو ، بخش و بهره و سهم
بشر : مژده ، خبر خوش ، خبر مسرت بخش ، از خبر شادمان شدن ، آدمیزاده ، بر خورد نیکو
ذّله : خوار شدن ، پست شدن ، خواری ، فروتنی و خواری ، فرمانبرداری
ثقف : مرد حاذق ، زیرک ، بر آن چیز ظفر یافت و آنرا به زور گرفت ، بر خورد کردن ، درس را به زور یاد گرفت
باو: جای فرود آمدن قوم ، بسوی او بازگشت ، به خون او اقرار کرد ، به جای کسی کشته شد ، در خون برابر شد
غضب : خشم ، دو ستدار انتقام از او شد ، زبانه آتش سخت شد ، جوشش دیگ شدت گرفت
عتّد : آن چیز را آماده کرد
عصی : از فرمان او سر پیچی کرد ، فتنه ، سر کشی ، مقاوت در برابر ماموران ، یاغیگری ، طغیان ، شورش
در کلیه جوامع بشری همواره اینگونه بوده است که سنگین ترین حقوق بر گردن هر کس ، حق آموزش و فراگیری است مخصوصا از جانب پروردگار ( رب العالمین ) این حق را خداوند محترم میدارد و آنرا گرانبها ترین میراث بشری ذکر می کند ، که طبیعتا از آن خود خداوندست و این حق خداوند به گردن انسان هرگز از طرف ما ادا شدنی نیست و مدیون این امر ماندن ، باید همیشه در یاد انسان باقی بماند ، و هر انسانی که ( دین و قرض ) خود را در جهت یاد گرفتن فقط فراموش کند باید در انتظار منجلابی باشد هولناک ، صحبت از حق مربی بود در صورتی که ما هرگز نخواهیم توانست حق خلقت خویش را نیز ادا نماییم .
این حقوقی که خداند با خلقت و آموزش ما توام بر ما دارد را باید همواره برای انحراف پیدا نکردن از ذات مقدس خداوندی با خود داشته باشیم هر چند که نتوانیم ادا کنیم ، اما به فکر بودنش ما را از بسیاری پلیدیها و زشتی ها و پلشتیها بدور نگاه می دارد .
تا اینجا دو حق خلقت و مربی بودن را توضیح دادیم و بیان کردیم که چنانچه غفلتی از آنها صورت بگیرد چه مصائبی را باید ما تحمل بکینم و همیشه عذاب وجدان داشته باشیم .
پس مشخص میشود که خلقت و آموزش از طرف خداوند بایستی لا ینقطع اتفاق بیفتند ، و رابطین شایسته این اعمال خیر در همه جهان هستی نیز پیامبران و امامان و معصومین می باشند که باید این نظارت را داشته باشند و پر واضح است کسانی که مانع این دو امر خیر می شوند و برای اجرایی شدن آن طفره می روند و برای جلو گیری از اجرای عدالت و قسط حتی از کشتن پیامبران و یامردمی که خواهان اجرای عدالت هستندعبایی ندارندمستوجب عذاب شدید الهی باشند .
اما موضوعات بسیار زیبایی نیز در متن آیات وجود دارد که به پاره ای از آنان می پردازیم و امیدواریم که با توجه بیشتر در ایات مطالب دیگری نیز توسط دوستان یاد آوری گردد تا حق مطلب ادا شود و نا گفته ای باقی نماند و این مشارکت برای یافتن مطلب خیرات آخرت همه عزیزان باشد انشالله توجه کنیم .
دقت در دو فعل یکفرون و یقتلون که هر دو از افعال مضارع هستند استمرار این حرکت زشت که کشتن پیامبران است همواره توسط قوم یهود اتفاق می افتد و باز هم خواهد افتاد .
در ایات دیده می شود که خداوند عذاب را به منکران آیات خویش بشارت می دهد همواره فکر میکردم که بشارت برای امور مبارکی باید باشد اما وقتی به بشارت عذاب برای منکران آیات الهی مواجه شدم به این موضوع فکر میکردم که عذاب خداوند برای منکران بشارتی است برای آنها و نتیجه اینکه این لفظ برای تهدید منکران آیات الهی برای عداب حتمی بوده و نزول این این عذاب نیز قطعی می باسد و خداوند آن را بر جان منکران حتما و قطعا خواهد چشاند و برای اعمال زشت آنان مژده و بشارت است ،اگر آنان اهل تعلق این عذاب بوده باشند .
مطلب بعد فرمان و دستور خداست بر پیامبر و معصومین بر اقامه عدالت و قسط و گویا که پیامبر و معصومین جز این کار ماموریت دیگری ندارند و این اهمیت موضوع یعنی (( حق اقامه عدالت و قسط )) را مشخص می کند و از طرفی هم دیده نشده است که پیامبری فارغ از این ماموریت بوده باشد و حتی در انجام رسالتهای خانوادگی و شخصی برای خودشان .
اما صفاتی را می شود برای اهل تکذیب و کشتن پیامبران بر شمرد که عبارتند از :
1- پیمان شکن بودن این افراد
2- تهمت زدن فقر و ناتوانی به خداوند
3- انکار آیات روشن خداوند
4- اقرار خودشان به اینکه دلهایشان در خلاف است
5- اهل جدل و مناقشه بودن افراد
سلام بر اهل هدایت
اگر خدا میخواست همه هدایت می شدند
ادامه عناوین هدایت
عناوین هدایت
[عناوین آرشیوشده]
بازدید دیروز: 11
کل بازدید :264777
بررسی آیات صبر در قرآن
بررسی آیات علم در قرآن
بررسی آیات عدل در قرآن
بررسی آیات اخلاص در قرآن
بررسی آیات قسم در قرآن
برسی آیات توکل در قرآن
بررسی آیات حق در قرآن
بررسی آیات هدایت در قرآن

متن قرآن
متن کامل قرآن
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل بیت
دانشنامه موضوعی قران
نمایش کامل قرآن با امکانات جستجو
دسترسی به قرآن
تفسیر المیزان
تفسیر نمونه
قرآن با دو ترجمه
قرآن-حافظ- مولوی-سعدی- شاهنمامه